دنیای شیرین دریا 1377
در هر قسمت از این مجموعه تلویزیونی، دو خانواده (هفت شخصیت ثابت)، هربار با مشکل تازهای درگیر میشوند. مطابق معمول، هر بار بچههای خانواده مشکلی ایجاد میکنند و بزرگترها با هدایت و تدبیر خود، آنرا حل میکنند.
در هر قسمت از این مجموعه تلویزیونی، دو خانواده (هفت شخصیت ثابت)، هربار با مشکل تازهای درگیر میشوند. مطابق معمول، هر بار بچههای خانواده مشکلی ایجاد میکنند و بزرگترها با هدایت و تدبیر خود، آنرا حل میکنند.
مراسم عروسی زری و محمود به هم میخورد. محمود به خاطر کشیدن چک بی محل به زندان میافتد. زری تلاش خود را برای آزاد کردن همسرش آغاز میکند و در این راه ناخواسته با تعدادی از زنهای خودسرپرست آشنا میشود. اتفاقی که باعث تحول تدریجی زری و تغییر دیدگاه او نسبت به زندگی، عشق و ازدواج میشود.
جوان ورزشکاری بعد از حضور در مسابقات جهانی به ایران بازگشته و با قتل مشکوک برادرش مواجه میشود. در این ماجرا به مفاهیم عاشورایی نیز در جایگاه خود پرداخته میشود.
چند نوجوان که هر یک برای فرار از مشکلات زندگیشان، از خانه فرار کرده، دور هم جمع میشوند و با هدف سفر به سوی آرمانها و خواستههای خود پا به راهی با مقصد نامعلوم میگذارند، سفری با حوادث ناگوار …
«یه گوشه دنج» داستان زمانهای است که دردهایی ناشناخته انسانها را دربرمی گیرد، زمانهای است که بهانههایی ناخواسته خانوادهها را به چالش می کشد. داستانی است از دردهای ناخواسته و بهانه های ناشناخته، زوجی جوان و هنرمند، در چنبره این زمانه به چالشی سخت کشیده می شوند، حوادثی که آنان را به سوی تاریک رابطه می کشاند اما... .
فصل سوم از سریال پرچالش از سرنوشت، اینبار روایت یک داستان با مسائل پیچیده است. مسائلی که هم اجتماعیاند، هم خانوادگی و هم اقتصادی؛ از سرنوشت، داستان پیچ و خمهای پیش روی کسب و کارهای جوان است. سهراب و هاشم، دو دوست قدیمیِ بزرگشده در پرورشگاه، دست به یک کسب و کار جذاب اما پرجالش زدهاند. اما نمیدانند که قرار است درگیر یک پروژۀ کلان اقتصادی شوند. این فساد اقتصادی به سرنوشت خانوادگی آنها چندان بیربط نیست.
داستان درباره عموی صیام و تیام است که خاطرات خود را در زمان انقلاب برای آنها تعریف میکند. در این خاطرات فلاشبکهایی از زمان انقلاب نیز برای مخاطبان کودک و نوجوان روایت میشود.
شخصیت اصلی «لطفا دور نزنیم» پیرمرد ۷۰ سالهای است که ازدواج نکرده و هیچ بچهای هم ندارد ولی ۴ تا برادرزاده دارد که آنها را مثل بچههایش دوست دارد.
او که به مسافرت علاقه زیادی دارد، خیلی از شهرهای ایران را گشته ولی به وسایل نقلیه اعتماد ندارد و به طرق مختلف از آنها دوری میکند، چون همه اجدادش از زمان ارابه تا حال که وسایل نقلیه جدید و مدرن به بازار عرضه شده، بر اثر تصادف با وسایل نقلیه مختلف جان به جانآفرین تسلیم کردهاند.
برای همین او پای پیاده به مسافرت میرود و همین مشکلات مختلفی را برای او و همراهانش به وجود میآورد. نقش این آدم خاص و منحصر به فرد یعنی سیفالله خان را محمد کاسبی بازی میکند و بقیه هم بازیگر نقشهای دیگر کار یعنی اردشیر، اصغر، گلنوش، داراب، ناهید، کامیار، سیمین، سهیلا و… هستند.