برچسب فریبرز زیده سرایی

جایزه 3 1397

داستان سری سوم مجموعه جایزه با موفقیت بهرام در آزمونی علمی در کشور هندوستان آغاز می شود. او به همراه پدرش ولی شکوفه سرایی به هندو ستان سفر کرده و به عنوان نخبه گیلانی و ایرانی رتبه اول را کسب کرده و پرچم ایران را به اهتزار در می آورد و ...

جایزه 4 1398

در این سری از مجموعه تلویزیونی سریال جایزه ،ولی شکوفه سرایی که عضو شورای شکوفه سرا است قصد شرکت در انتخابات مجلس را دارد و باید از شورا استعفا دهد ،و در این مسیر برای خود و خانواده اش مشکلاتی به وجود می آید و... .

لاک پشت (کوچه خندان) 1399

قهرمان قصه، جوانی است به نام «پایان» که با شیرین زبانی خود، توام با بذله و شوخی، تا حدودی شلختگی در کار و کمی دست و پا چلفتگی، ماجرای داستان را به پیش می‌برد.«پایان» با پدر بازنشسته و خواهر و دامادش(متین‌ها) در یک خانه اجاره‌ای زندگی می‌کند وهر از گاهی عمه و دخترعمه‌اش حضور پیدا می‌کنند تا شرایط محیطی مناسبی پیدا شود و داستان روایت دلنشینی پیدا کند.

مشکلات عدیده‌ای در زندگی آنان وجود دارد از جمله، بیکاری و اجاره نشینی که سبب می‌شود تا «پایان» در مسیر زندگی با عقل ناتمامش درگیرشود و موقعیت‌های کمدی اتفاق بیفتد.

ناهید 1393

ناهيد زن تنها و مطلقه‌اي است كه با فرزند خود در خانه‌اي اجاره‌اي زندگي مي‌كند و بدليل نداشتن تمكن مالي كرايه خانه‌اش عقب افتاده و صاحب خانه مدام براي تخليه خانه به او فشار مي‌آورد. ناهيد با مسعود، ارتباط عاطفي و پنهاني دارد و قرار است با او ازدواج كند، اما از آنجا كه بصورت توافقي جدا شده است، بابت گرفتن فرزندش توسط پدر در اين تصميم مردد است، اما در نهايت مسعود او را مجاب مي‌كند كه ازدواج موقت كنند تا همسر سابق ناهيد متوجه نشود و او هم با گرفتن وكيل حضانت فرزندش را از پدر خواهد گرفت. در نهايت ناهيد جواب مثبت مي دهد و مراسم برگزار مي‌شود. پسر بعد از ديدن خروج مسعود از خانه آنها از خانه فرار مي كند و پيش پدرش مي رود.

ناردون 1394

شکور زمین‌گیر و در آستانه مرگ است. اما هر بار در آستانه جان‌به‌عزراییل‌دادن، منصرف می‌شود چرا که در روستای محل اقامت او دیگر جایی برای دفن شدن مردگان وجود ندارد و ‌شکور از «بی‌قبری» می‌ترسد. مشکل وقتی حادتر می‌شود که روستای بالادست هم اجازه خاک‌کردن مردگان روستای پایین‌دست را نمی‌دهد. تنها کسی که می‌تواند مردگان را در زمین خود دفن کند شیرمرد، ثروتمند روستاست که وقتی فضا را مساعد درآوردن پول می‌بیند، با انواع و اقسام کلک‌ها می‌خواهد قیمت زمینش را بالاتر ببرد. پیگیری‌های فاضل پسر شکور برای پیدا کردن محل دفنی مناسب برای پدر هم بی‌نتیجه می‌ماند. فاضل از یک سو درگیر پیدا کردن قبر است و از سوی دیگر وقتی متوجه می‌شود عشق قدیمی‌اش خاطره به روستا برگشته و پیش مادرش زندگی می‌کند، دچار غلیان احساسات می‌شود. وقتی هم که شکور در آستانه احتضاری دیگر، تصمیم می‌گیرد از گل‌بانو، مادر خاطره حلالیت بطلبد، ماجرا به مسیر عشق و عاشقی می‌افتد …