ستاره حیات 1392
داستان این مجموعه پیرامون زندگی مسئول این پایگاه سلیمان میلانی میگذرد. در این مجموعه علاوه بر نمایش زندگی خصوصی او به همراه همسر و فرزندانش و ماجراهای شخصی تکنسینهای اورژانس، در هر قسمت دو ماموریت اورژانسی نیز پخش میشود.
داستان این مجموعه پیرامون زندگی مسئول این پایگاه سلیمان میلانی میگذرد. در این مجموعه علاوه بر نمایش زندگی خصوصی او به همراه همسر و فرزندانش و ماجراهای شخصی تکنسینهای اورژانس، در هر قسمت دو ماموریت اورژانسی نیز پخش میشود.
داستانهای این مجموعه که برگرفته از اتفاقات واقعی است به بررسی مسائل و مشکلات جوانان و خانواده ها در دو مقطع مهم و حساس زندگی یعنی ازدواج و طلاق می پردازد.
مجموعه خانوادگی «تولدی دیگر» داستان زن و شوهری مرفه است که در آستانه کشمکش طلاق با وجود سه فرزند هستند. ماجرای داستان از آنجا آغاز میشود که این زن و شوهر موقع رفتن به یک میهمانی در لواسان در حین مشاجره دچار حادثه شده و ماشین آنها به دره سقوط میکند و آتش میگیرد. شوهر در آخرین لحظات از اتومبیل بیرون میپرد و به کمک نیروهای امداد نجات پیدا میکند، اما در این تصادف اثری از زن وجود ندارد. زن که چهرهاش سوخته، توسط یک دکتر جراح پلاستیک پیدا میشود و پس از تغییر چهره به صورت پرستاری ناشناس به منزل سابق خود بر میگردد و این بار به نوعی دیگر برخورد میکند. به طوری که فرزندان، همسر و مادر شوهر خود را به شدت مجذوب میکند تا جایی که آنها به شخصیت اصلی او پی برده و همسرش مجدداً از او تقاضای ازدواج میکند.
در سریال «افرا» شخصیت «عقیل» عاشق دختری به نام «مائده» می شود. «حاج محمود»، پدر مائده، به دلیل اینکه عقیل شغل و درآمد خوبی ندارد با این ازدواج مخالفت میکند. عقیل هم برای یک شبه پولدار شدن دست به کاری غیر قانونی میزند و شکارچی غیر قانونی میشود که طی برخورد با یک محیط بان اتفاقاتی برای او و محیط بان رخ می دهد.
این مجموعه راوی داستان سرنوشت یک زن است که شوهرش در خارج از کشور خودکشی کرده و نهادهای امنیتی داخلی و خارجی در پی یافتن علت این خودکشی هستند.
شهرزاد (ترانه علیدوستی) دانشجوی پزشکی و فرهاد (مصطفی زمانی) دانشجوی ادبیات و روزنامهنگار عاشق هم هستند و میخواهند با هم ازدواج کنند. داستان در سال ۱۳۳۲ و زمامداری دکتر مصدق اتفاق میافتد. پدران این دو از افراد گوشبهفرمان شخصی متنفذ به نام بزرگآقا (علی نصیریان) هستند. تحولات ۲۸ مرداد، فرهاد را که روزنامهنگار و از طرفداران پر و پا قرص مصدق است، به دلیل اتهام به قتل و توطئه علیه سلطنت به پای چوبهٔ دار میکشد، اما بزرگآقا او را نجات میدهد. پس از آن ماجرا که دیگر فرهاد کمی از وحشتزدگیاش کم شده تصمیم میگیرند مراسم عروسی بگیرند. همه خوشحالاند بهجز پدر شهرزاد (محمود پاکنیت) که میلی به این ازدواج ندارد. از آن طرف، بزرگآقا دختری به نام شیرین (پریناز ایزدیار) دارد که با پسرعموی خود، قباد (شهاب حسینی) ازدواج کردهاست. قباد که هیچ میلی به این دختر بدزبان و مغرور ندارد، چون او عاشقش است، بهخاطر پدر قدرتمندش بزرگآقا که عمویش میشود سکوت میکند و مجبور میشود بسوزد و بسازد.
قباد و شیرین بچهدار نمیشوند و دائم بر سر اینکه چه کسی مشکل دارد و بچهدار نمیشود با هم دعوا میکنند. بزرگآقا که دیگر از آنها بسیار خسته شده و احتیاج به وارث دارد، تصمیم میگیرد برای دامادش قباد زن بگیرد تا ببیند مشکل از کیست؛ و پس از خود وارثی داشته باشد.
فرشتگان بی بال روایت داستان زندگی خانواده ي حاج فتاح معتمد محل اسـت کـه پسرش نیما یک تعمیرگاه اتومبیل دارد و دخترش نیره دکتر اسـت. لیلا دوست نیره کـه او هم دکتر اسـت نامزد نیما اسـت. نیکان پسر یکی از دوستان قدیمی حاج فتاح کـه سال ها در کشور آلمان زندگی کرده، برای فروش خانه پدری اش بـه ایران آمده اسـت کـه ویروس کرونا باعث میشود بازگشتش بـه تعویق بیفتد و…
روایتگر زندگی چند خانواده است که هر کدام از شخصیتهای آن گرفتاریهای خاص خود را دارند که در نهایت همه آنها با یک نخ تسبیحی به هم وصل میشوند.