برچسب فریبا ترکاشوند

طبقه دوم 1398

این فیلم قصه جوانی است که در حوزه موسیقی فعالیت می کند و در مجالس می خواند. در این میان، عاشق یک دختر پولدار شده است که پدرش مخالف ازدواج آنها است. آنها عقد می کنند و به دنبال محلی برای سکونت می گردند که با بودجه ای که دارند یافتن جای مناسب برایشان سخت می شود. از طرف دیگر داستان طلبه ای را داریم که چون ضمانت فردی را کرده که به دلیل بیماری نیازمند است و مجبور به پرداخت وجه چک می شود برای اینکار اقدام به اجاره منزلش می کند اما املاکی محله به این طلبه می گوید برای اینکه ما بتوانیم کار اجاره دادن را تسریع کنیم باید برای مدتی خلع لباس کرده و در محل تردد کنید. پوریا مستاجر آن طلبه می شود و ادامه ماجرا… .

تکلیف 1399

فیلم تکلیف یک فیلم بلند تلویزیونی است که داستان دو جوان مشهدی به نام‌های دانیال و بهنام است که برای خدمت سربازی، عازم مرز تایباد می‌شوند. در آنجا داستان‌های مختلفی اتفاق می‌افتد که سختی‌ها و خطرات کار مرزبانی را نشان می‌دهد. در مشهد نیز داستان دیگری دنبال می‌شود که واقعیت‌های تلخ اهداء عضو و مرگ مغزی را به شکل کاملا واقع‌گرایانه نمایش می‌دهد.

همسرایی 1396

این سریال روایت فردی است که می‌خواهد با زرنگی گروه «هم‌سُرا» راه بیندازد. در طی ماجرای این قضیه خانمی که قرار است آگهی این گروه هم‌سرایی را در روزنامه بزند به جای گروه هم‌سرایی گروه همسریابی تایپ می‌کند و روند داستان عوض می‌شود و هرکس در این فیلم دنبال همسریابی می‌افتد.

مسیر هشتم 1389

یک گروه از دانشجویان رشته زمین‌شناسی برای تحقیق در مورد یخچال به کوه‌نوردی می‌روند. بهمن مسئول این گروه است که در مسیر کوه‌نوردی در مه گم می‌شود. پیرمردی او را پیدا می‌کند و نذر می‌کند که در روز تولد امام رضا (ع) به همراه خانواده به مشهد بروند...در این فیلم، عزت‌الله رمضانی فر و حسن اسدی نقش‌آفرینی کرده‌اند.

تو این خونه چه خبره 1393

آقا ولی و همسرش که به عنوان سرایدار یک خانه قدیمی در آنجا زندگی می کنند و برای مدت طولانی از صاحب خانه خبری دریافت نمی کنند. برای امرار معاش مجبور به اجاره دادن اتاق های خانه به سه خانواده می شوند و…

تا صبح 1385

این سریال روایت چند جوان از دهه پنجاه تاکنون است . یکی از این جوانان مستانه نام دارد که در پیچ و تاب مسایل عاطفی درگیر مسایل سیاسی می شود و....

رسم عاشقی 1383

داستان این سریال مهرماه ۱۳۲۰ است. چند روزی که رضاشاه توسط حکومت انگلیس برای همیشه به بیرون از ایران تبعید شد و هرج و مرج بر همه جا حاکم شده و شهر در قبضه نیروهای نظامی خارجی قرار گرفته‌است. استاد ابراهیم خان مرد متمول و صاحب منصبی است که قصد دارد طوبی را به عقد خود درآورد. یوسف که جوان جاهل و لاابالی است.

فضای هرج و مرج شهر را مناسب اعمال خلاف خود می‌یابد. روزی او با پیرمردی آشنا می‌شود که همراه دختری به نام طوبی به تهران آمده تا نزد ابراهیم خان برود. در طول راه به خاطر شیوع بیماری تیفوس و قحطی، پیرمرد در بستر مرگ می‌افتد اما قبل از مرگ بخاطر رشادت جوانی به نام یوسف (سروش صحت) در رفع مزاحمت گروهی از اراذل و اوباش، طوبی را به او می‌سپارد تا به تهران بیاورد و اتفاقات بعدی داستان را به سمت و سویی دیگر می‌برد.