جنگ خر است (کوتاه) 1396
مهناز (با بازی پریناز ایزدیار) پرستاری ۳۵ ساله و بیوه است که دارای دو فرزند یعنی یک پسر نوجوان به نام علیار و یک دختر کوچک به نام ندا است و قصد دارد فصل جدیدی از زندگی اش را با نامزد شدن با حمید (با بازی پیمان معادی) که یک رانندهٔ آمبولانس است آغاز کند اما وقتی علیار به دلیل مشکلات رفتاری از مدرسه اخراج میشود یک بحران خانوادگی جدید ایجاد میشود…
سریال تاسیان از این قرار است که در مهر 1356 یکی از پرتلاطمترین دورههای تاریخ ایران، یک ساواکی به نام خسرو عاشق دختر جوانی به نام شیرین می شود.
در شهری که داشتن سگ غیرقانونی است ، مردی با مشکلات زناشویی روبرو است و از یک سگ به نام پات مراقبت می کند. هنگامی که این مرد توسط همسرش به طرز وحشیانه ای به قتل میرسد ، پات فرار می کند و راهی شهری بزرگ می شود.
ترکیبی از سینمای واقعگرا و انیمیشن در فضایی فانتزی که داستان جستجوی دو پسر بچه را نشان میدهد. سینا که به دلیل جنگ با آدمهای بد و آسیب دیدن به بیمارستان رفته، با پسری به نام سپهر آشنا میشود. پیرمردی مشکوک به نام بیوک (رضا شفیعی جم) در بیمارستان است که قوطی اسرارآمیزی دارد. سینا و سپهر که نسبت به قوطی کنجکاو هستند، آن را میدزدند و در اتاق دختری غمگین و بیمار به نام ریحانه پنهان میشوند. خاله رؤیا (ترانه علیدوستی) پزشک بیمارستان قصهای دربارهی سنگ سیاهی برای آنان تعریف میکند که زیر درختی دفن است و بیماران را شفا میدهد. سینا و سپهر سنگ سیاهی را در اتاق بیوک پیدا میکنند و با دفن آن زیر درخت، برای ریحانه دعا میکنند. با جادوی سنگ سیاه آنان وارد دنیایی خیالی میشوند.
غلامرضا تختي پس از کسب چندين مدال در کشتي، به دليل حمايتش از مردم و مصدق و شرکت در سخنرانيها و تجمعات سياسي مورد غضب حکومت قرار ميگيرد. اما پيشنهادات متعدد حکومت را مبني بر تباني با آنان نميپذيرد و روز به روز منزوي تر و فقيرتر ميشود. از طرفي هرآنچخپه در توانش است خواسته هاي ريز و درشت مردم را برآورده ميکند و به همين دليل محبوبيت شگرفتي نزد آنان دارد. حکومت اين جايگاه تختي در ميان مردم را برنمي تابد و زندگيرا چنان به او سخت ميکند که وي سرانجام در هتلي در تهران خودکشيميکند...
فرهاد و دریا که زن و شوهر هستند در شب مهمانی دوستانه بنا به دلایلی باهم بحثشان می شود و این ماجرا به مرگ ناگهانی دریا ختم می شود و...
«تورنادو» با مضمون کودک و نوجوان داستان پرفسوری را روایت میکند که موفق به ساخت یک رستوران شده است. رستورانی که در نهایت به یک سفینه تبدیل میشود. حال با ورود چهار نوجوان به قصه و با شیطنت آنان، این سفینه مقداری زودتر از موعد به پرواز درمیآید. سفینه در نهایت به فضا رفته و در یک سرزمین ناشناخته فرود میآید...