برچسب فرهاد رحمان زاده

تورهای خالی 1402

امیر و نرگس، دو عاشق هستند. مرد جوان از یک خانواده فقیر است و پس از اخراج از شغل خود به عنوان پیشخدمت، مجبور به پیدا کردن کار در یک جامعه ماهیگیری است. این در حالی است که نرگس از جایگاه اجتماعی بالاتری برخوردار است اما آنها در حال حاضر رابطه خود را مخفی نگه می دارند، ...

خون بها 1398

داستان درباره دختری به نام نرگس است که به عنوان کارآموز در هلال احمر آموزش می بیند. مربی او پسری است به نام سجاد که طی این دوره نسبت به نرگس علاقمند شده است. سجاد از نرگس تقاضای ازدواج می کند. نرگس هم به او می گوید باید در این رابطه با پدرش صحبت کند و آدرس محل کار پدرش را به او می دهد. پدر نرگس در یک مرکز پرورش ماهی کار می کند. سجاد هم به دیدن پدر نرگس می رود و از پدر نرگس جواب رد می شنود. سجاد موصوع ازدواجش را با خانواده اش در میان می گذارد. خانواده سجاد با این ازدواج مخالفت می کنند. چرا که نرگس را در حد و اندازه پسرشان را نمی بینند. آنها در شهر زندگی می کردند و خانواده نرگس در روستا زندگی می کنند. هر دو خانواده با این ازدواج مخالف هستند. سجاد هم با دلی پر به امامزاده می رود و راز و نیاز می کند….

ابر می بارد 1401

قصه این سریال به نخستین روزهای تلخ شیوع ویروس کرونا و زحمات و مشکلات کادر درمان برای کمک به بیماران و مهار بیماری میپردازد.

مسلخ 1391

سریال مسلخ داستان زندگی هنری جوانی است که بعد از دریافت حکم مدیریت در ارتباط با پیمانکاران دچار مشکل می شود و این موضوع کنش های را هم در بین خانواده و زندگی شخصی او هم بوجود می آورد...

بوفالو 1393

بوفالو درباره يك زوج جوان به نام هاي دانيال و شكوفه است. آنها بدنبال شخصي در شمال كشور رفته اند. طي يك اتفاق كيفي كه به همراه دارند درون مرداب افتاده و دانيال براي بيرون آورن آن وارد آب مي‌شود و بر اثر مزاح و شرط بندي با شكوفه به سمت نقاط عميق مرداب شنا مي‌كند و در نهايت طعمه مرداب مي‌شود. شكوفه سراغ شخصي به نام بهرام بوفالو را مي‌گيرد. بهرام پس از گرفتن پول چند بار با لباس غواصي به زير آب مي‌رود و كيف مورد نظر را باز مي كند و طلاهاي داخل آن را بر مي دارد. فصل تازه اي در زندگي شكوفه باز مي شود و او به واسطه كمك گرفتن از بهرام وارد زندگي او مي‌شود.