دراکولا 1394
داستان فردی از یک خانواده خون آشام است که بعد از جنگ جهانی دوم به ایران مهاجرت کرده و به جای نوشیدن خون به مواد معتاد شده است....
داستان فردی از یک خانواده خون آشام است که بعد از جنگ جهانی دوم به ایران مهاجرت کرده و به جای نوشیدن خون به مواد معتاد شده است....
رضا ، معلمي ساده و درستکار که به سن ميانسالي رسيده و در برقراري ارتباط با آدم ها دچار مشکل است ، با دختري پاستيل فروش آشنا مي شود . دختر ، براي پيوند کليه خواهرش با مشکل روبروست و رضا را ترغيب به کارهايي مي کند که باب ميلش نيست و...
این فیلم داستان دختر تنها و خستهای است که زندگی اش را در وبلاگ اش مینویسد و توسط برادر دوستش از او خواستگاری میشود و صحبتهای اولیه ازدواج را انجام میدهند. او که نماز نمیخوانده بنا به شرایط زندگی شروع به خواندن نماز کرده و الان شهامت اینکه به خواستگارش نماز خواندن خود را بگوید ندارد و خجالت میکشد ولی در آخر فیلم بازگو میکند. انتخاب نام سر به مهر برای این فیلم دارای ایهام است که هم اشاره به نماز خواندن دارد و هم اشاره به این رازی است که تا آخر فیلم سر به مهر باقی میماند.
ارژنگ بعد از چهل سال انتظار بالاخره رؤیا را به دست آورده و برای برگزاری عروسی با او راهی شمال میشود. در جریان سفر به شمال شاهد خاطره بازیها و یادآوریهای وقایع زندگی گذشتهٔ این دو در دهه شصت هستیم...
محسن(رضا عطاران) پس از خرید به خانه باز میگردد و متوجه میشود مبلی که امید(امیر جعفری)روی آن نشسته است سوراخ شده و امید را مقصر میداند، مهشید(ریما رامین فر) همسر محسن به این مبل بسیار علاقه دارد و او در حال برگشت بدون برنامه ریزی قبلی از سفر شمال است، محسن و امید تمام تلاش خود را میکنند تا این مشکل را حل کنند اما...
طاها دانشجوی الهیات برای نوشتن پایان نامه خود دو زندانی را با گذاشتن سند آزاد می کند .این دو زندانی پس از آزادی نقشه میکشند که گنجی که در اطراف یک امام زاده وجود دارد را پیدا کنند . در پایان فیلم پس از کلی دردسر در پیدا کردن گنج ، سرانجام آن را پیدا میکنند و پس از باز کردن در صندوق متوجه میشوند که فقط یک قرآن خطی قدیمی در آن صندوق وجود دارد. دهنمکی قصد دارد در این فیلم تاثیر معنویات بر زندانیها را به تصویر بکشد.
داستان «به وقت خماری» در یک خانه قدیمی میگذرد که چند خانواده (با نسبتهای فامیلی نزدیک)در آن زندگی میکنند و فیلم داستان روز خواستگاری دختر کوچک یکی از این خانوادهها را تعریف میکند.دختر یک پسردایی دارد که عاشقش است و باید وصلت را از او مخفی کنند.