برچسب فرشته مهدی زاده

نوشدارو 1391

این مجموعه داستان تلاش شش نیروی جهاد سازندگی است که در زمان جنگ در جبهه سنگر سازی می‌کردند و در زمان حاضر هم همچنان روحیه جهادی خود را حفظ کرده‌اند و در صنعت نفت مشغول به فعالیت هستند اما مشکلات و ماجراهایی برای این گروه پیش می‌آید که داستان نوشدارو را می‌سازد.

آمین 1394

سرهنگ سلیم (داریوش فرهنگ)، فرمانده تیم ویژه آمین مسئول رسیدگی به پروژه مجرم و خلافکار فراری، همایون تمدن (کاظم بلوچی) که سال گذشته طی عملیات گروگان‌گیری برادر سرهنگ را به شهادت رسانده، است. پلیس با کشف کانتینری حامل مواد مخدر به ردی از همایون می‌رسد. همزمان فرزند همایون، یاشا تمدن (شاهرخ استخری) برای مراسم سالگرد مرگ همسرش مریم نوین وارد ایران شده و مأمورین علاوه بر بررسی سر نخ کانتینر، وی را نیز جهت رسیدن به همایون تحت نظر می‌گیرند اما…

هر چی خدا بخواد 1389

به ونداد طاهری اطلاع می‌دهند که پدرش در جزیره کیش فوت کرده‌است. همزمان به پارمیدا نصیری هم اطلاع می‌دهند که مادرش در جزیره کیش دچار سانحه شده و مرده‌است. داستان فیلم از فرودگاه مهرآباد شروع میشود جایی که ونداد طاهری (حامد کمیلی) و پارمیدا نصیری (ترانه علیدوستی ) همزمان با هم برای سوار شدن به هواپیمای عازم کیش به کانتر میرسند بر سر اینکه چه کسی زودتر رسیده است بحث میکنند و بالاخره کارت پرواز میگیرند. بعد از ورود به هواپیما متوجه میشوند که صندلیهایشان هم در کنار هم قرار گرفته است و به ناچار با اینکه آشنایی چندان خوبی باهم نداشته اند باهم همسفر میشوند.

وقتی که باهم به فرودگاه کیش میرسند آنجا هم متوجه میشوند که کسی که جهت استقبال از آنها هم آمده یک نفر است و آقای بیدخوری (سعید آقاخانی) است در طول مسیر به سمت هتل متوجه میشوند که مادر پارمیدا و پدر ونداد باهم به دریا رفته اند و ناپدید شده اند و میفهمند که بدون اطلاع از آنها باهم ازدواج کرده اند،البته ونداد طاهری که صاحب شرکت بزرگی است بارها تاکید میکند که سالها پیش پدرش را از دست داده و محال است که فردی که گم شده پدرش باشد . معلوم میشود که اجساد پدر و مادرشان هم ناپدید شده است.کم کم داستان با رسیدن دایی ناتنی پارمیدا(رضا عطاران)که داییِ خواهر ناتنی اوست و خواهر پارمیدا به نام یلدا(تینا آخوندتبار)(که از پدر مشترک و از مادر جدا هستند ) و برادر ونداد به نام پیمان (پوریا پورسرخ) شکل کمدی تری به خود میگیرد.

در این میان جسدی پیدا میشود که قابل شناسایی نیست و پارمیدا حدس میزند که مادرش باشد لذا قرار میشود که اورا در همان کیش به خاک بسپارند. برداران طاهری هم از موضع استقبال میکنند چون نمیخواهند که کسی از اقوامشان مطلع شود که پدرشان سالها در کیش به صورت پنهانی زنده بودو حتی ازدواج کرده است.ولی دایی پارمیدا که بسیار آدم فرصت طلبی است پارمید را تحت فشار میگذارد که مادرش را در کیش به خاک نسپارد بلکه به تهران منتقل کرده و حتما مراسم مفصلی بگیرد و حتما در اعلامیه هم اعلام کند که وی همسر طاهری بوده،ونداد به دایی پارمیدا پیشنهاد پول میکند که دست از این موضوع بکشد دایی پارمیدا هم قبول میکند و پول را میگیرد و وقتی که پارمیدا از موضوع و حیله ای که دایی اش تریتب داده مطلع میشود نزد برادران طاهری میرود و اعلام میکند که نیازی به پول نیست و او قصد ندارد که موضوع را علنی کند ولی دایی پارمیدا با پولی که گرفته است فرار میکند ولی دستگیر میشود و مجبور میشود پول را برگرداند.

برای تلافی این موضوع به صورت پنهانی با خانواده ی طاهری تماس میگیرد و کلیه ی اقوامشان را از موضوع مطلع میکند و فردا ونداد و برادرش از حضور اقوامشان در لابی هتل و لو رفتن موضوع شکه میشوند، در میان اقوامشان دختر خاله ی آنها به نام پروانه که منشی آنها نیز هست(بهاره رهنما )هم آمده که مورد توجه دایی پارمیدا قرار میگیرد در همین ایام جنازه ی پیرمردی هم در جزیره ی مجاور کیش هندورابی پیدا میشود که وقتی کل فامیل جهت شناسایی او میروند اقوام محلی به بهانه ی اینکه جنازه قطعا متعلق به طاهری است و حتما باید در هندورابی دفن شود اجازه ی دیدن جنازه را به آنها نمیدهند بنابراین ونداد و پیمان قبول میکنند که بدون دیدن جنازه هندورابی را ترک کنند و اجازه ی خاک سپاری او را در هندورابی میدهند.

از طرفی براردان طاهری با وکیل پدرشان تاج الدینی (بهنوش بختیاری) ملاقات میکنند و تاج الدینی به آنها میگوید که پدرشان در تهران تحت تعقیب دشمنانش بوده و مجبور بوده که صحنه ی تصادف قلابی پیاده کند و از دست دشمنانش فرار کرده و به کیش بیاید و با هویت جدید شروع به زندگی کند و به آنها اطلاع میدهد که از پدرشان ثروتی زیاد و پروژه های نا تمامی در کیش مانده است که حالا به پسرانش میرسد در نهایت ونداد و پارمیدا به اینکه در این مدت کوتاه به هم علاقمند شده اند اعتراف میکنند و علا رغم شروع بدشان در تهران ، برا مسیر بازگشت با میل و رغبت خودشان با هم همسفر شده و به تهران بازمیگردند.

بعد از دوسال دایی پارمیدا و پروانه (که با هم ازدواج کرده اند و پروانه هم باردار است)به کیش برمیگردند که بچه را در کیش به دنیا بیاورند و آنجا معلوم میشود که پارمیدا و ونداد بعد از بازگشت به تهران بعد از آن ماجراها باهم ازدواج کرده انددر نهایت در انتهای فیلم معلوم میشود که طاهری و همسرش (مادر پارمیدا ) هردو زنده اند و درواقع آن جسدها هم متعلق به آنها نبوده است و فقط باری دیگر پنهان شده اند و قرار میگذارند که بازهم در خفا باهم به زندگیشان ادامه دهند و باری دیگر فرزندانشان را سورپرایز کنند...

خرس 1390

فیلم سینمایی «خرس» پیرامون مرد رزمنده‌ای به نام نورالدین با بازی پرویز پرستویی است که پس از سال‌ها اسارت در هنگام بازگشت به منزل با ازدواج همسرش گلی با بازی مریلا زارعی روبه رو می‌شود، جدال بین نورالدین و افرا همسر دوم گلی با بازی فرهاد اصلانی درام قصه را شکل می دهد و همین اتهام ضد جنگ بودن فیلم و پایان بندی بسیار تلخ قصه موجب توقیف ۹ ساله فیلم شده است.

مطرب 1397

داستان این فیلم دربارهٔ یک خوانندهٔ کاباره‌ای به نام ابراهیم خوش‌لحن (خوش‌سینه) است که پیش از اوج گرفتن با وقوع انقلاب ۱۳۵۷ همچون این طیف خواننده‌ها از صحنه کنار می‌رود اما چون به اندازهٔ کافی از شهرت و اقبال نیز برخوردار نبوده‌است، نمی‌تواند خوانندهٔ لس آنجلسی شود و در نهایت به خوانندهٔ مراسم تبدیل می‌شود. ابراهیم که با نامِ فامیلی خود مشکل دارد و آن را به خوش‌لحن تغییر می‌دهد سالها در حسرت اجرای دوباره روی صحنه می‌ماند تا اینکه یک روز، زیبا (دختر ابراهیم با بازی الناز شاکردوست) ترتیبی می‌دهد تا پدرش در برنامه «هفتهٔ فرهنگی ایران» در شهر استانبول، ترکیه روی صحنه برود. پسر ابراهیم (محسن کیایی) که راه پدر را دنبال کرده‌است ولی به سبک رپ فرصت را برای اجرای زنده و کسب شهرت از دست نداده‌است و ورود آنها به ترکیه سرآغاز ماجراها و مشکلات جدیدشان می‌شود.