فرشته طائرپور، کارگردان و تهیه کننده سینما درگذشت
فرشته طائرپور کارگردان و تهیهکننده سینما در اثر ابتلا به کرونا درگذشت.
فرشته طائرپور کارگردان و تهیهکننده سینما در اثر ابتلا به کرونا درگذشت.
رحمان مؤذن نوجوان روستا با دیدن تابلوی تازه حضرت مریم که برای کلیسای روستا آورده شده، به یاد مادر خود میافتد. کشیش پیر برای آماده شدن کلیسا برای مراسم مذهبی، تصمیم میگیرد راه قنات قدیمی نزدیک کلیسا را باز کند. رحمان به او کمک کرده، اما پدرش او را سرزنش میکند. وقتی پدر رحمان برای تهیه وسایل لازم جهت مراسم ماه محرم از روستا بیرون میرود، رحمان هنگام اذان گفتن متوجه کشیش میشود که قصد نصب صلیب روی بام کلیسا را دارد ولی از نردبان میافتد و آسیب میبیند. رحمان کشیش را به بستر میبرد و کشیش شمارهٔ تلفن برادرش ژرژ را به او میدهد. رحمان، برادر کشیش را تلفنی نمییابد و به ارومیه میرود تا او را پیدا کند و در این مدت داوود دوست نابینایش را مأمور مراقبت از کشیش میکند. رحمان و ژرژ به روستا میآیند و ژرژ برادرش را به بیمارستان میبرد و در غیاب کشیش، رحمان و داوود از کلیسا مراقبت میکنند. آنها همه چیز را برای مراسم مذهبی کلیسا آماده میکنند، اما ژرژ خبر مرگ کشیش را میآورد. او کارت پستالی از حضرت مریم برای رحمان میآورد که کشیش آنرا قبل از مرگ، برای رحمان تهیه کرده بود.
بهرام(محمد رضا فروتن)، 5 سال است که همسرش همراه با کودک یکساله اش او را رها کرده و به خارج رفته است. بهرام سه سال است که زندگی بسیار خوش و مخفیانه ای با مهتاب (نیکی کریمی) دارد و در حالیکه سومین سالگرد عشق شان را جشن می گیرند خبر از آمدن کتایون (زن اول) همراه با دخترش، میشود.
داستان يك دختر بچه عراقي است كه در سر روياي درس خواندن و پزشك شدن را مي پروراند. روابط او با افراد خانواده اش به خصوص عموي چوپانش بستر اتفاقات تازه اي مي شود.
يك كارگردان تئاتر عروسكي كه در انجام نمايش هايش ناموفق است با هر شكست و تحقير كوچك و كوچك تر مي شود اما ملاقات با نخودي در سرزمين قصه ها، زندگي او را تغيير مي دهد.
فیلم سازهای ناکوک درباره دو خواهر به نام هدیه (غزال شاکری) و هلیاست (هنگامه قاضیانی) که فقط همدیگر را دارند. هدیه از یک بیماری خاصِ افسردگی رنج و گاهی هم لذت میبرد و هلیا که یک روانپزشک است، تمام لحظاتی را که سر کار حضور ندارد، برای مراقبت از هدیه سپری میکند.
در این میان ازدواج هدیه با پارسا (حامد کمیلی)، تغییراتی در زندگیِ این دو خواهر ایجاد میکند. در ادامه نیز این ایده دو خطی با یک کشمکش بسط پیدا میکند؛ دقیقا زمانی که پارسا به هدیه اصرار میکند تا برای مقابله با توهماتش به خانه پدریش که جایی قدیمی است برود و از آن سو هلیا که خاطره بدی از آن خانه دارد، سعی میکند مانع از ماندنِ هدیه در آنجا شود.
شبنم زن جوان و مطلقه ای است که همراه دخترش زندگی می کند و دچار بدبینی به مردان شده است که با ورود نسیمِ آبادانی به خانه او، اتفاقات مختلفی رقم می خورد.
فرشته طائرپور از ویژگی های زنده یاد دنیا فنیزاده سخن گفت و درباره وضعیت سینمای کودک هشدار داد، عرصه ای که گرچه سازمان سینمایی با آن همدلی می کند اما عملا اقدامی درباره اش صورت نگرفته و انگار سینمای کودک به بیگانگان واگذار شده است.