برچسب فرشته صدر عرفایی

بیست 1387

درباره يك تالار پذيرايي است كه تعدادي كارگر در آن مشغول به كار هستند و وابستگي عاطفي و كاري به تالار دارند. تالار قرار است در بيست روز بعد تعطيل شود. آنها در اين روزها بايد تلاش كنند اين اتفاق نيافتد.

صعود 1366

شهاب و محمود كه تجربه اندكي در كوه نوردي دارند، به رغم نظر دوست با تجربه شان ناصر براي فتح ديواره علم كوه اقدام مي كنند. محمود كه تجربه اش از شهاب كمتر است بر اثر حادثه اي سقوط مي كند و از ناحيه جمجمه صدمه مي بيند. خانواده محمود كه شهاب را مسبب مصدوم شدن محمود مي دانند او را شماتت مي كنند. شهاب نيز خود را مقصر مي داند. موقعي كه محمود در بيمارستان به اتاق عمل برده مي شود شهاب در كنار ناصر و گروهي كوه نورد براي فتح ديواره علم كوه مي شتابند.

زیر نور ماه 1379

سيدحسن طلبه ي جواني است كه در شرف ملبس شدن است، در حالي كه هم دوره اي هاي وي درصدد تهيه ي لباس هستند، سيد حسن در رابطه با راهي كه رفته و ادامه ي آن با خود دچار تناقض هايي مي شود و از ملبس شدن سرباز مي زند، ولي به احترام پدرش لباس را تهيه مي كند. پسر بچه ي دستفروشي بنام قاسم لباس هايش را مي دزد و سيدحسن با رفتن به دنبال او با فقر و فلاكت انسان هايي كه با قاسم زندگي مي كنند، آشنا مي شود و با آن ها ارتباط برقرار مي كند. او سرانجام به حوزه بازمي گردد و بعد از ملبس شدن به دنبال قاسم كه در كانون اصلاح و تربيت به سر مي برد رفته و زندگي جديدي را آغاز مي كند

کوچه بی نام 1393

درباره دو خانواده سنتي است که در خانه‌اي قديمي زندگي مي‌کنند. پسر جوان قرار است براي کار به خرم آباد برود. حاج احمد عموي او با اصرار برايش بليت هواپيما مي‌گيرد و فردا خبر مي‌رسد که هواپيما سقوط کرده است و اين آغاز درگيري ها و چالش هاي داستان در زندگي اين دو خانواده مي شود.

دایره 1378

فیلم روایتگر داستان شش زن است که از زندان گریخته‌اند و سرنوشت متفاوتی را تجربه می‌کنند. فرشته، مائده، الهام و نرگس هر یک به دنبال پناهگاهی برای خود هستند. مائده خیلی زود توسط پلیس دستگیر می‌شود. نرگس قصد بازگشت به شهر خود را دارد که به علت موانع متعدد ممکن نیست. فرشته که از طرف خانواده طرد شده درصدد سقط جنین فرزندی است که پدرش اعدام شده است…

حوض نقاشی 1391

رضا و مریم، زوجی هستند دچار معلولیت ذهنی اما سهیل، پسر یازده ساله شان از لحاظ جسمی، کاملاً سالم و عادی ست. رضا و مریم زندگی عاشقانه ای را سپری می کنند تا وقتی که سهیل به دلایلی شروع می کند به بهانه گیری کردن از پدر و مادرش؛ اینکه نمی توانند مثل پدر و مادری عادی رفتار کنند …