برچسب فرشاد ارج

بامداد خمار 2 1405

محبوبه دختر یک خانواده اعیان تهرانی در دوران گذشته است که عاشق شاگرد نجاری به نام رحیم در محله‌شان می‌شود. او خواستگارهای خود را رد کرده و در برابر خانواده‌اش مقاومت می‌کند تا آنها عشقش را بپذیرند و به ازدواج او با رحیم رضایت دهند…

قیف 1403

دیو فضایی برای پیدا کردن عشق زمینی به ایران می‌آید و از زمان ساسانیان به دنبال زن می‌گردد، اما هیچ زنی وقتی با واقعیت او روبه‌رو می‌شود حاضر نیست با او ازدواج کند. قیف نام این شخصیت فضایی است که مخفف شده یک نام بلند عجیب است. او به دنبال عشق قدیمی‌اش ملوک می‌گردد که در روز عروسی در ۴۵ سال پیش بدون خبر مراسم عروسی‌اش با او را ترک کرده. عشق قدیمی او حالا زنی سالمند است، اما تصمیم می‌گیرد برای رفع مشکل قیف همراه با دوستانش به او کمک کنند.

کمی دور کمی نزدیک 1393

کمی دور، کمی نزدیک عنوان یک مستند نمایشی است که با بهره گیری از نظرات کارشناسی و روایت یک مجموعه داستانی، معضل سوءمصرف مواد مخدر و پیشگیری و مبارزه با آن را واکاوی می‌کند.

لامبورگینی 1394

در فیلم لامبورگینی وقتی مسافر عزیزی از خارج از کشور مهمان شماست و شما برای حفظ آبرو حاضر به انجام هرکاری هستید، ماجراهای جالبی رخ می دهد...

میراث (دنیای گمشده) 1397

داستان این مجموعه درباره یک طلبه جوان بوده که به همراه مادرش در یک روستایی بدون امکانات و دور افتاده زندگی میکند. او یک زندگی ساده و روستایی دارد و از وضوع مالی بسیار بدی برخوردار میباشد که بعد از مدتی متوجه میشود که یک کارخانه ای که ورشکست شده به او ارث رسیده است و همچنین دارای دو خواهر و دو برادر ناتنی است که به لحاظ رفتار اجتماعی و خلق و خو با او تفاوت‌های بسیاری دارند این طلبه برای گرفتن حق و حقوق خود به تهران می آید اما اتفاقاتی برایش رخ میدهد

جزر و مد 1399

قصه جزر و مد از آنجا آغاز می‌شود که لطیف با بازی رضا فیاضی، سال‌ها قبل از ماهشهر به تهران مهاجرت کرده و با تشکیل خانواده صاحب فرزند شده‌است. حالا و در آستانه بازنشستگی، مشکلاتی برای او و خانواده‌اش پیش آمده که ناچارند دوباره به ماهشهر برگردند. با وجود مخالفت‌های فرزندان، درنهایت به ماهشهر می‌روند و در یک خانه‌باغ متروکه‌ای مستقر می‌شوند که از پدر لطیف به ارث رسیده‌است. این مهاجرت، تازه شروع ماجراهایی است که در سریال جزر و مد اتفاق می‌افتد.

نردبان چوبی 1393

جوانی به نام مهران (مهران غفوریان) است که به صاحب کار خود مرجان (سحر قریشی) علاقه‌مند شده و در نهایت پس از تلاش فراوان با او ازدواج می‌کند. مهران از ازدواج قبلی خود صاحب یک پسر نوزاد به نام میلاد است که هنگام ازدواج این موضوع را از مرجان پنهان کرده است و پس از ازدواج با مرجان میلاد را به دوستش اسی (علی صادقی) می‌سپارد. اسی پس از یک ماه مراقبت از بچه او را پیش مهران برمی‌گرداند و مهران به ناچار میلاد را به زنی به نام عفت خانم (سوسن پرور) می‌سپارد که در خانه خود مهدکودک دایر کرده است ولی عاقبت مرجان موضوع را می‌فهمد؛ ولی هنگامی که مهران برای تحویل گرفتن میلاد به خانه عفت خانم مراجعه می‌کند با شوهر او اسد (رضا شفیعی جم) مواجه می‌شود که میلاد را گروگان می‌گیرد تا از مهران پول بگیرد. از طرفی مرجان تصمیم به اجرا گذاشتن مهر خود که یک سوم اعضا و جوارح مهران است می‌گیرد. در این میان اسی به مینا، وکیل مرجان (آناهیتا همتی) علاقه‌مند می‌شود.