فوفو مسافری از کامادو 1401
فوفو توسط میتامیتاها از سیاره کامادو دزدیده شده و از زمین سر در می آورد.
فوفو توسط میتامیتاها از سیاره کامادو دزدیده شده و از زمین سر در می آورد.
دادزن قصه جوانی است که در جریان زندگی دچار پیچیدگیهایی میشود و پای آدمهای زیادی را به زندگی او باز میشود که هر یک داستانی در پی خود دارند.
ایمان که دانشجوی هوا فضا در خارج از کشور است با شنیدن خبر تصادف خواهرش و حال نامساعد او وارد ایران می شود و در همان زمان با دوست خواهرش مونا و برادر مونا که مهرداد نام دارد و در زمان نبودن وی برای خواهر و مادرش زحمت فراوان کشیده اند اشنا می شود.بعد از چندی رابطه انها با هم صمیمی تر می شود و با پیشنهاد مهرداد ایمان به ایران باز می گرددو در سازمان هوا و فضای کشور مشغول کار می شود و تصمیم ازدواج با مونا را می گیرد اما در همین زمان به طور تصادفی متوجه می شود که ...
در خانهٔ مادربزرگ، همه خانواده دور هم جمع شدهاند تا جشن تولدی برای مادربزرگ بگیرند. همه چیز خوب پیش میرود تا اینکه داماد خانواده که به دلیل سفر در این مهمانی حضور نداشته سرزده میرسد و شمش طلایش را میخواهد که چندین وقت قبل به امانت در خانه مادربزرگ گذاشته بودهاست. با یک گشتن ساده متوجه نبود شمش طلا میشوند. این ماجرا آغازگر تنشی بزرگ در بین اعضای خانواده است. تمام افرادی که حضور دارند انگیزههایی برای برداشتن شمش طلا دارند و به مرور بحران پیچیدهتر میشود.
قصهٔ عاشقانه پرفراز و نشیب پسری به نام حامد است که به واسطه عوض شدن دنیایش و تغییر مسائل مالی، همه چیزش تغییر میکند و بعد از این تغییر به فکر رها کردن مریم(دختر عمویش) و نگه داشتن پریناز در ایران و ازدواج با او می افتد...
کسری (علی قربان زاده) قصد دارد با صحنهسازی مرگش، پول بیمه عمر خود را دریافت کند و با توصیه یک دوست نزد محسن (حمید فرخ نژاد) میآید و به پیشنهاد محسن، هر دو، راهی مراکز رواندرمانی و جلوگیری از خودکشی میشوند و در آنجا با رضا (صابر ابر) که معتقد است تاکنون بارها مرده و دوباره به زندگی برگشته و آرزویش یک مرگ رؤیایی مثل زندهزنده سوخته شدن است، آشنا میشوند تا با کمک او نقشهشان را عملی کنند؛ اما طبیعی است که در چنین شرایطی، قرار نیست همهچیز راحت و بیدردسر پیش برود و ماجراهای این گروه عجیب از همینجا شروع میشود.