هرماس (شبانه های ورنیکا) 1400
دختری خبرنگار به نام شیدا که در ایران، عراق و فرانسه به تهیه خبر میپردازد و قصد دارد همواره صدای مردم باشد، درگیر ماجراهایی هولناک میشود و...
دختری خبرنگار به نام شیدا که در ایران، عراق و فرانسه به تهیه خبر میپردازد و قصد دارد همواره صدای مردم باشد، درگیر ماجراهایی هولناک میشود و...
این مجموعه ماجراهای زندگی زیبا و حامد را روایت میکند که در یک شرکت معماری همکار هستند. آنها تصمیم میگیرند با هم ازدواج کنند، اما جابر ناپدری زیبا در کودکی، زیبا و مادرش را ترک کرده و از کشور خارج شدهاست. از طرفی پدر حامد و پدر و مادر واقعی زیبا در مبارزات قبل از انقلاب در زندانهای حکومت پهلوی کشته شدهاند. و او (حامد ) با مادر خود زندگی میکند. زیبا در خانوادهای با تفکرات مدرن بزرگ شده و در این زمینه تفاوتهایی با حامد دارد، اما با وجود این هر دو به یکدیگر علاقهمندند. حامد و زیبا در تدارک برگزاری مراسم عروسی هستند که اتفاقی غیرمنتظره روی میدهد. بازگشت پدر زیبا از خارج پس از سالها باعث یادآوری خاطره و ماجرای تلخی در گذشته میشود که خانوادهها را تا مرز از هم پاشیدگی پیش میبرد.
داستان رومن و ماريا زوجي جهانگرد است که درگير اختلافاتي با يکديگرند. آنها در ميانه سفر خود در ايران با موسسه جهانگردي طرف قراردادشان به مشکل بر ميخورند. تا اينکه مرضي، مستخدم اخراجي هتل به کمک پسر عمويش براي آنها نقشه ميکشند.
سارا و امير زوجي جوان، در خيابان با يک راننده تاکسي درگير ميشوند و سارا براي دفاع از امير با گوشي موبايلش ضربه هايي به راننده تاکسي ميزند. پس از يک روز آنها متوجه مي شوند که راننده تاکسي فوت شده است و سارا در عذاب وجداني ميماند که ضربه هاي او باعث مرگ راننده ميانسال شده است. او خود را معرفي مي کند و ....
نگار (لیندا کیانی)، نامزد اصلان (جواد عزتی)، که دوست دارد در خارج از کشور زندگی کند بدون اجازه او و غیرقانونی به خارج از کشور سفر میکند. اصلان به دنبال راهی برای رفتن به اروپا است تا بتواند نامزدش را برگرداند و برای گرفتن ویزای یک کشور اروپایی کارهای عجیبی انجام میدهد.
غلامرضا تختي پس از کسب چندين مدال در کشتي، به دليل حمايتش از مردم و مصدق و شرکت در سخنرانيها و تجمعات سياسي مورد غضب حکومت قرار ميگيرد. اما پيشنهادات متعدد حکومت را مبني بر تباني با آنان نميپذيرد و روز به روز منزوي تر و فقيرتر ميشود. از طرفي هرآنچخپه در توانش است خواسته هاي ريز و درشت مردم را برآورده ميکند و به همين دليل محبوبيت شگرفتي نزد آنان دارد. حکومت اين جايگاه تختي در ميان مردم را برنمي تابد و زندگيرا چنان به او سخت ميکند که وي سرانجام در هتلي در تهران خودکشيميکند...
مرد و زن ميانسالي قصد رفتن به خانه سالمندان را دارند اما دست روزگار آنها را مجبور به ادامه زندگي در کنار يکديگر ميکند