آن روی سکه 1394
جوان کارمندی در حال خانهسازی است و شدیدا محتاج پول؛ سکهای به او قرض میدهند تا مشکلاتش را حل و فصل کند که در اثر سهلانگاری سکه را از دست میدهد و ماجراهایی حول این سکه رخ میدهد.
جوان کارمندی در حال خانهسازی است و شدیدا محتاج پول؛ سکهای به او قرض میدهند تا مشکلاتش را حل و فصل کند که در اثر سهلانگاری سکه را از دست میدهد و ماجراهایی حول این سکه رخ میدهد.
این مجموعه با محوریت موضوع اهدای عضو،داستان جوانی به نام علی را روایت می کند که هم از پدر پیر خود نگهداری می کند و هم نقش موثری در زندگی خواهرش دارد. او فردی خیرخواه است. به بچه های بی سرپرست پرورشگاه سر زده و زندانیان تنها را رایگان به مقصد می رساند. تا این که در سالروز تولدش اتفاقی رخ داده و نظم زندگی اش به هم می خورد…
حسن و عطا پس از سال ها به ایران برمی گردند. آن ها به اجبار برای امرار معاش به نوازندگی در خیابان ها می پردازند، پس از مدتی سودای خوانندگی آن ها را رها نمی کند تا این که تصمیم به انتشار آلبوم موسیقی می گیرند. اما به لحاظ مالی در تنگنا هستند پس تصمیم میگیرند به سراغ یک زمین دار بزرگ در لواسان که نقش او را بهنام بانی بازی می کند رفته او را بدزدند. اما پس از مدتی با او دوست می شوند و زمین دار بزرگ تصمیم می گیرد از حسن و عطا حمایت کرده و تمام هزینه تولید آلبوم موسیقی آن ها را تقبل کند. در این مسیر ناگهان اتفاقات عجیبی روی می دهد که هر سه آن ها را دچار دردسرهای بزرگی می کند.
جوانی به نام بهزاد به عنوان مسئول بخشی از یک پروژۀ پاکسازی مین و تفحص پیکر شهدا در جنوب است و همسرش لعیا که خود اصلیتی جنوبی دارد همراه او است. لعیا نمایندۀ مردم روستاهای محروم منطقه است که عمدتاً نیازمند آبرسانی اند. از سوی دیگر مهندس رزمجو که خود از رزمندگان دوران جنگ بوده در حال انجام ساخت سدی بزرگ است تا عملیات آبرسانی به روستاها محقق شود. این دو پروژۀ همزمان مخاطراتی دارد؛ زیرا....
وکیل جوانی بعد از شکست در پروندهای جزایی متوجه میشود که قاضی پرونده شرایطی را برای نقض حکمی که خود داده ایجاد کرده است. در پیگیری که برای علت این موضوع انجام میدهد متوجه میشود که سرنخ تمام ماجراها به نوجوانی به نام فرزاد باز میگردد که در انشاء خود الگویی را برای بسط خوبی در جامعه طراحی کرده است و ...
این فیلم داستان زندگی مادری است که فرزندش احمد سال هاست که زندگی نباتی دارد و او سال هاست که از خانه بیرون نرفته و از احمد مراقبت می کند. عروسی پسر دومش ایمان است ولی قصد دارد به خاطر احمد به عروسی نرود تا اینکه دختری به نام سحر به خانه آنها می آید و می گوید که احمد را بارها از ایستگاه اتوبوس روبروی خانه شان دیده و برای دیدنش آمده و چند روز بعد تعریف می کند که نامزدش را که بیمار بودهA رها کرده و به خارج از کشور رفته و پس از مرگش عذاب وجدان دارد و ...
داستان مجموعه جاده قدیم، آغاز زندگی زن و شوهری تازه ازدواج کرده به نام زینت و نعمت است که پس از ازدواجشان همراه با یک گاو که جهیزیهٔ زینت است و آن گاو تنها دارایی آنها میباشد به تهران میآیند. ماجرا از آن جا آغاز میشود که گاوشان در بدو ورود به تهران ناپدید میشود و آن جاست که مشکلات این زوج شروع میشود.
قهرمان این داستان یک تهیه کننده تلویزیون است و همسرش که مجری است. آنها برنامه ای تلویزیونی با نام «دیوار شیشه ای» دارند و هر بار برای این برنامه با مهمانان و اتفاقات مختلفی مواجه می شوند.