برچسب فردین صاحب الزمانی

در دنیای تو ساعت چند است 1393

گلي بعد از سالها از فرانسه به خانه مادري در شمال کشور برگشته است و حالا فرهاد از همکلاسي‌هاي او در دانشگاه که به او علاقمند بوده و در سالهاي گذشته به خانه مادر او سر مي زده ، سراغ او آمده و خاطرات گذشته را براي او زنده مي کند.

سیمای زنی در دوردست 1382

مهندس مرد پا به سن گذاشته اي است كه از همسر و پسرش جدا شده و تنها زندگي مي كند.در شبي كه قرار است آن دو از خارج برسند صداي زني روي پيغام گير تلفن خانه ي مهندس توجه او را جلب مي كند. زن مي گويد كه شماره را تصادفي گرفته و مي خواسته پيش از خودكشي به كسي خبر بدهد.مهندس اول سري به پدر و مادر پير و مستأصل و غرغرويش مي زند و بعد راه خانه ي دختر را در پيش مي گيرد. دختر آنجا نيست، در عوض زن جواني هست كه ادعا مي كند دوست دختر است. آن دو با هم به چند بيمارستان سر مي زنند. دختر مي گويد بازيگر است و بعد مرد را دعوت مي كند به ديدن نمايشگاهي با نام «پرواز». گروهي دور هم جمع شده اند و ظاهراً نمايشگاهي از «آثار مفهومي» برگزار كرده اند به نفع كودكان افغان. مهندس در آنجا تصوير خواننده زن افغان را مي بيند و به ياد خاطرات گذشته اش مي افتد. در راه بازگشت از آنجا دختر به سينمايي خالي مي رود و معلوم مي شود كه بازيگر هم نيست. مهندس دختر را گم مي كند و با واسطه ي يك زن مشكوك خياباني به خانه اي مي رود كه خورشيد، همان خواننده ي افغان، سال ها در آنجا زندگي كرده. رابطه ي ميان خورشيد، دختر و مهندس چندان واضح نيست اما در آخر دختر همان جا به سراغ مهندس مي آيد.

چتری برای دو نفر 1379

ياسمن پاكروان بدنبال ايجاد مزاحمت هاي مكرر همسر سابق خود به احسان دانشور وكيل مجرب مراجعه مي كند. ياسمن در پي بالا گرفتن مزاحمت هاي همسرش با كمك گرفتن از احسان در منزل او ساكن مي گردد و به تدريج به او علاقمند مي شود. مينو همسر احسان كه با ديدن ياسمن و توانايي مالي او وسوسه شده است، پس از توافق با ياسمن، در قبال پرداخت بدهي خود، احسان را به ياسمن مي فروشد. اما احسان كه از ماجرا مطلع مي شود، همراه با دختر كوچكش لاله، منزل را ترك كرده و آنها را تنها مي گذارد و همسر ياسمن در پي تعقيب او به خانه حمله مي كند ولي توسط مينو و ياسمن كشته مي شود.

داستانهای جزیره 1377

اپیزود اول:
دختر دايي به دريا مي رود و گم مي شود، اما مدتي بعد، پروازكنان با دو بال سفيد در ميان ابرها برمي گردد. پسر عمه (علي) كه بازيگر است و براي بازي در فيلمي در جزيره كيش است، بازگشت دختر دايي را باور مي كند و حتي با او در آسمان پرواز مي كند. گروه نگران مي شود ولي علي صحيح و سالم بازمي گردد.
اپیزود دوم:
محسن مخملباف كه در جزيره كيش فيلم در را مي سازد، براي حضور در انتخابات مجلس ششم، به تهران مي آيد.
اپیزود سوم:
دختر نوجواني به نام باران به همراه مادرش براي سفر كوتاهي به كيش مي رود. در گردشي دريايي، با پسري كه خود را «بومي» معرفي مي كند آشنا مي شود و اين آشنايي به يك سفر ذهني و دريايي مي پيوندد. بومي براي مرواريدي كه مي خواهد به باران پيشكش كند به دريا مي رود و در دريا گم مي شود و باران به شهرش بازمي گردد.

چیزهایی هست که نمی دانی 1389

سیما زنی است که زمانی دلبسته علی (راننده آژانس) بوده و حالا در تلاشی مذبوحانه می‌کوشد توجه مرد را به خود جلب کند که موفق به این کار نمی‌شود.سیما انرژی زیادی خرج می‌کند تا بتواند گذشته را یک بار دیگر بازسازی کند، اما هر اندازه حرف‌های گذشته را پیش می‌کشد، چنین به نظر می‌آید که علی دارد از او دورتر می‌شود.