برچسب فرداد صفاخو

فراری 2 1403

داستان این سریال از دهه ۷۰‌ آغاز می‌شود و در قالب دو فصل به دوران جوانی هادی می‌رسد. هادی در بزرگسالی مشغول فعالیت های فرهنگی جهادی می شود و گروهی از نوجوانان را با خود همراه می کند. چالش های آنها در این مسیر به نمایش در می آید.

آبی مثل دریا 1381

داستان سریال درباره استاد دانشگاهی به نام خورشيد است که سر کلاس با يکی دو نفر از شاگردان مشکل پيدا می کند، آنها از کلاس بيرون می روند و يکی از آنها از بالای ساختمان دانشکده خودش را پايين می اندازد. او را به بيمارستان می رسانند، خورشيد هم همراه او می رود. خانم پرستار می گويد که تا بيمار به هوش نيامده چيزی نمی تواند بگويد و …

سراب 1390

حمید دانشجوی ممتاز رشته برق در یکی از دانشگاه‌های معتبر با تعدادی از دوستانش روی یک پروژه علمی مهم تحقیق می‌کنند. با وجود آن که این پروژه علمی مهم و بسیار قابل ملاحظه است اما تعدادی از مسوولان آنچنان که باید حمید و دوستانش را حمایت نمی‌کنند. همین موضوع باعث بروز اختلافاتی بین حمید و دوستانش می‌شود و در این میان حادثه‌ای ناخواسته همه معادلات را به هم می‌ریزد.

زنگ انشاء (کوتاه) 1364

علی درباره موضوع انشا که آداب غذا خوردن است فکر می کند. اما چیزی نمی تواند بنویسد. او به مدرسه می رود و می بیند که بقیه بچه ها هم چیزی نتوانسته اند بنویسند. معلم برای آنها توضیح می دهد که او هم زمانی چیزی از آداب غذا خوردن نمی دانسته تا این که با پیرمردی برخورد می کند و او این آداب را از او می آموزد. معلم تمام آنچه را که آموخته بود به بچه ها می آموزد. اکنون علی و دیگر دانش آموزان می توانند در این باره بنویسند.

مسافر 1379

همه چیز از پشیمانی پیرمردی (آتش تقی‌پور) در بستر مرگ آغاز می‌شود! در بیست و پنج سال پیش مراسم عروسی دختر (آناهیتا نعمتی – در نقش مادر) این پیرمرد بر اثر لجاجت او بهم می‌خورد. داماد (جمال اجلالی) دو سال بعد به زندان می‌افتد و عروس در هنگام وضع حمل دخترش، افسانه (آناهیتا نعمتی)، فوت می‌کند. بعد از پیروزی انقلاب پدر افسانه از زندان آزاد می‌شود و قیمومت دخترش را بدست می‌آورد و برای همیشه او را از زندگی پدربزرگ (آتش تقی‌پور) خارج می‌کند.

اکنون پس از گذشت سال‌ها پدربزرگ از کردهٔ خود پشیمان است و می‌خواهد جبران مافات کند به همین دلیل از نوهٔ خود رضا (دانیال حکیمی) که در فرانسه زندگی کند می‌خواهد که به کشور برگردد و افسانه را پیدا کند و ثروتی را که سهم مادر اوست به او بدهد.

رضا در جستجوی خود با دوست دوران کودکی افسانه، منیژه (پانته‌آ بهرام) آشنا می‌شود. منیژه به همراه پدرش (کیومرث ملک‌مطیعی) و مادرش (صدیقه کیانفر) و برادرش (حمید مهین‌دوست) و زن برادرش (ساناز سماواتی) زندگی می‌کند که افرادی معتاد و خلاف‌کار هستند. بعد از این که متوجه می‌شوند پای ارث و میراث زیادی در بین است قصد کلاه‌برداری از آن‌ها را دارند به همین دلیل پیش دایی منیژه، مجید (ابوالفضل پورعرب) می‌روند تا او نقشهٔ برای این کار بکشد.

مجید هم معتاد و خلاف‌کار است و نقشه‌های زیادی برای به دام انداختن افسانه می‌کشد. افسانه پزشک شده‌است و در یک بیمارستان کار می‌کند رئیس بیمارستان دکتر صارمی (حمیدرضا افشار) قصد ازدواج با افسانه را دارد دوست افسانه (شیوا ابراهیمی) از این موضوع با اطلاع است. دکتر صارمی سعی می‌کند نقشه‌های مجید را افشا کند اما مجید به همراه بستگان و دوست‌اش کامران (فرداد صفاخو) نقشهٔ خود را پیش می‌برد تا این که…