برچسب فرخ نعمتی

چک 1390

چند روز مانده به نوروز. خانم مسافركشي به نام گوهر پيرمردي خوش برخورد و مهربان به نام بهرامي را كه كيفي سياه همراهش است سوار مي كند. در ادامه، آدم هاي ديگري هم سوار تاكسي مي شوند: مردي ميانسال به نام جوادي كه براي شب عيد خريد كرده، مرد ميانسال ديگري با ظاهر شيك به نام داريوش و جواني دانشجو به نام ميثم بحث هاي داغي درباره مسائل اجتماعي و فرهنگي و سياسي بين آنها شروع مي شود كه ناگهان دو موتورسوار ناشناس شيشه عقب ماشين در حال حركت را مي شكنند و به زور كيف بهرامي را از چنگش درمي آورند. اما چهار نفر ديگر موفق مي شوند جلوي آنها را بگيرند و كيف بهرامي را به او برگردانند. بهرامي كه از پس گرفتن كيفش خيلي خوشحال است و مي خواهد از هر چهار نفر تشكر كند، چكي چهل ميليوني مي كشد تا آنها پس از نقد كردن بين خودشان تقسيم كنند. دسته چك بهرامي تمام شده و نمي تواند براي هر كدام جداگانه چك بكشد. اين جمع ناجور چهار نفره كه تازه با هم آشنا شده اند و هيچ شناختي از هم ندارند، نمي توانند به هم اعتماد كنند و به خانه هاي‌شان بروند تا صبح فردا به بانك بروند و چك را نقد كنند. چك پيش جوادي مي ماند و تصميم مي گيرند هر چهار نفر به مسافرخانه اي بروند و در كنار هم شب را به صبح برسانند. اما...

اینجا شهر دیگری است 1390

داستان زمان پس از ضربت خوردن حضرت علي عليه‌السّلام را روايت مي‌کند و ظلم‌هايي که به ايشان از سوي افراد مختلف روا شده در فيلم ديده مي‌شود. فيلم يک شب پس از ضربت خوردن حضرت‌علي تا زمان شهادت را به تصوير خواهد کشيد و قصه در مدت زمان 24 ساعت مي‌گذرد. داستان حول محور چهار شخصيت اصلي مي‌گذرد.

تردید 1387

پدر سياوش روزبهان بر اثر حادثه اي مرده و عموي او مقدرات ثروت خود و برادر را به دست گرفته است. سياوش عاشق مهتاب دخترعمه اش است. انوري پدر مهتاب، مباشر روزبهان است. سرگشتگي سياوش از مرگ پدر تمام نشده كه خبر ازدواج قريب الوقوع عمو با مادرش را مي شنود. سياوش طي ماجراهايي مي فهمد كه پدرش كشته شده و به سراغ دوست قديمي اش كارو مي رود.

سیندرلا 1380

رضي پس از ازدواج با گلي به منظور تهيه منزل مسكوني با ماشين كوچك خود اقدام به حمل مجسمه مي كند. در يكي از روزها رضي و گلي براي بردن مجسمه رودن (هنرمند بزرگ) به خانه اي اشرافي واقع در شمال شهر مي روند. رضي و گلي كه در دنياي خياليشان خود را سيندرلا و شاهزاده مي دانستند و براي رفتن به قصر خوشبختي تلاش مي كردند، پس از ملاقات با صاحبان خانه اشرافي از پيشنهاد آن ها در مورد كار در منزل ناراحت شده و خانه اشرافي را ترك مي كنند. آن ها از منزل خارج شده و باحالت ايستادن ماشين بروي دو چرخ خود مواجه مي شوند. آن ها پس از سوار شدن بر ماشين و حركت در سطح شهر با عكس العمل هاي متفاوت مردم روبرو شده و هدف قضاوت ها و اظهار نظرات مختلف قرار مي گيرند و سرانجام توسط گروهي از موتورسواران چاقو بدست مورد حمله قرار گرفته و با بدني خسته و روحي آزرده راهي خانه مي شوند. گلي كه ناتواني رضي را در خوشبخت كردن خود مي بيند با به رخ كشيدن كفش هاي اهدايي صاحب خانه اشرافي بروي رضي به خانه خود مي رود.

برف روی شیروانی داغ 1389

برف روی شیروانی داغ داستان پیرمرد شاعری (با بازی فرخ نعمتی) است که سالیان دراز اشعار زیادی را سروده و شاگردان و مریدان بسیاری نیز دارد. او می میرد و بعد از مرگ اش چند تا از شاگردان و اقوام اش در منزل مسکونی او گرد هم جمع می شوند. آدم های (با بازی آناهیتا نعمتی و کوروش تهامی) بد تصمیم می گیرند از شخصیت استاد بهره برداری سیاسی یا درآمد زایی کنند و آدم های خوب (امیرحسین آرمان و خاطره اسدی) مایلند مراسم خاکسپاری او همانطوری برگزار شود که خودش دوست داشته؛ بی سرو صدا. هر یک از آنها سعی می کنند تا روایات و خاطرات خود را از این شاعر تعریف کنند. هنگام تعریف این روایات و خاطرات است که با فلاش بک های متعددی به زندگی قبلی این شاعر پرداخته می شود و شخصیت شاعر برای مخاطب شناسانده می شود. تا اینکه سروکله ی برادرزاده ی خشن و لمپن استاد (با بازی شهاب حسینی) پیدا می شود. او با آدم بدها همراه می شود و تلاش می کند خوب ها را از میدان به در کند. و بعد حضور غیرمترقبه و ناگهانی همسر استاد (با بازی هنگامه قاضیانی) نقطه عطفی ایجاد می کند و...

کمدی انسانی 1395

فیلم داستان پسرک بی نام و نشانی را از دوران کودکی تا بزرگسالی روایت می کند که از روز تولد متوجه تفاوت آشکار خود با دیگران می شود. او چپ دست است و عقایدی متفاوت از همفکرانش دارد اما..

یتیم خانه ایران 1394

در آغاز جنگ جهاني اول كه تمامي جهان درگير جنگ ناخواسته و بي‌رحمانه‌اي بودند، ايران اعلام بي‌طرفي مي‌كند و از 1295 سه سال كشور دچار كمبود مواد غذايي مي‌شود كه به قحطي بزرگ معروف است. در اين اثنا شخصي به نام حاج ابوالفضل، يتيم‌خانه‌اي داير مي‌كند كه بچه‌هاي بي‌سرپرست را در آنجا نگهداري مي‌كنند. او فرزندي دارد به نام محمد جواد كه پس از مرگ پدر اداره يتيم‌خانه را بر عهده مي‌گيرد، پرچم‌دار مبارزه با نيروهاي بيگانه مي‌شود. فيلم داستان تعقيب و گريز محمدجواد و يك مرد انگليسي است كه يكي از فرماندهان ارتش دنسترويل در ايران است.

پسرکشی 1398

فیلم پسرکشی داستان زنی است که عاشق شوهر و بچه هایش است. چهار دختر دارد و از طرف شوهر و مادر شوهرش تحت فشار است که پسری به دنیا آورد. تلاش هایش برای بارداری اثری ندارد و نهایتا به تصمیم شوهرش تن می‌دهد که او همسر دیگری اختیار کند و از او صاحب پسر شود.

همسر جدید باردار می‌شود، وضع حمل می‌کند و خبر می‌آید که پسری به دنیا آمده است. دنیا بر سر زن و دختر‌ها و مادر بزرگشان خراب می‌شود. سوگلی تازه از راه رسیده هم دل شوهر را حسابی زود برده است و هم پسری به دنیا آورده است، از ابتدا هم که خود شوهر مانع دوستی میان هوو‌ها شد و بدین شکل آتش کینه شعله ور و شعله ور‌تر شد.

مادر زن با سوزنی در دست به سراغ فرزند تازه به دنیا آمده می‌رود و آن را به سر نوزاد فرو می‌کند. مرد، زنش را طلاق می‌دهد و بچه هایش را رها می‌کند. بدین شکل به حدود ۳۰ سال بعد می‌آییم و زن را با پسری جوان می‌بینیم. پسری که شغل مناسبی در اداره‌ی میراث فرهنگی دارد و با مادرش زندگی می‌کند.

با ورود دختری به زندگی پسر و پیدا شدن دو اسکلت در یکی از پروژه‌های پسر همه چیز به هم می‌خورد. دختر پا به خانه‌ی مادر و پسر می‌گذارد و دور از چشم پسر پیر زن را آزار می‌دهد تا جایی که کار پیر زن به بیمارستان می‌کشد و پسر به دنبال شکایت از دختر می‌رود و در این راه قصه‌ی واقعی زندگی خودش را نیز از خواهرش می‌شنود.