پدر (کوتاه) 1398
ایران 68 درباره شخصیتی به نام امید است که بعد از 40 سالگی ، هنوز کار درست و حسابی ندارد و برای پیشرفت وارد فضای جدیدی در منطقه بالا شهر می شود که موقعیت های متفاوتی را برایش رقم می خورد.
فصل جدید این مجموعه با نگاهی انسانی و اجتماعی، به بررسی مسائل روز خانواده ایرانی میپردازد. در این فصل، داستان از زاویه دید امیرحسین حسینی، روحانی جوانی روایت میشود که به عنوان مشاور خانواده در مسجد محلهای قدیمی در تهران مستقر است. هر قسمت به ماجرای یکی از مراجعان او میپردازد؛ قصههایی برگرفته از زندگی واقعی، پر از چالش، تردید و امید. «مشاور» در فصل تازهاش با تأکید بر نقش گفتوگو، همدلی و درک متقابل، تلاش دارد نگاهی صمیمی و واقعگرایانه به روابط انسانی و عاطفی در بستر خانواده ایرانی داشته باشد.
داوود، مردی میانسال و کارگر معمولی است که بهتازگی اخراج شده و درگیر مشکلات مالی و خانوادگی شدیدی است. ناگهان موجودی ماورایی به نام «اجل معلق» (با بازی بهزاد خلج) وارد زندگیاش میشود و هشدار میدهد هر لحظه ممکن است مرگ سراغش بیاید—حتی هنگام رانندگی یا ایستادن پشت چراغ قرمز .
این فیلم داستان یک کلاهبردار بینالمللی اینترنتی است بنام آذین فراست که تنها یک نقطه ضعف دارد و آن …
این مجموعه به داستان زندگی روحانیونی میپردازد که با حضور فعال در دل مناطق مختلف کشور، تحولات شگرفی در زندگی مردم محل ایجاد کردهاند.
پاداش حکمت به همراه دستیارش طوفان به قصد تعمیرات وارد موسسه گلشنِ جاوید می شوند. همزمان خانم گلشن مالک خیریه برای تخلیه موسسه در آنجا حضور پیدا می کند. برو بچه های خیریه با خواهش و اصرار سعی در منصرف کردن گلشن از تصمیمش دارند.این اتفاق پاداش و طوفان را درگیر ماجراهایی غیرقابل پیش بینی می کند.
مرجان زن ثروتمندی است که بخاطر از دست دادن همسرش و توصیه مادرش که قصد خروج از ایران را دارند نوزاد بیمارش را در ایستگاه مترو رها میکند. طلعت خدمه یک هتل که سرپرست خانواده نیز است کودک را پیدا کرده و با وجود نیاز مالی برای مداوای کودک تلاش فراوان میکند. مرجان پس از مدتی پشیمان شده و به دنبال فرزندش میگردد. از طرفی طلعت در یک امامزاده برای شفای کودک دعا میکند. کودک شفا یافته و طلعت او را به مادرش میسپارد.