برچسب فربد جلالی

شنای پروانه 1398

فيلمي از زني به نام پروانه (طناز طباطبايي) در حين شنا در استخر در فضاي مجازي منتشر ميشود. حالا هاشم شوهر پروانه (امير آقايي) و برادرش حجت (جواد عزتي) به دنبال انتقام گرفتن از کسي که اين فيلم را منتشر کرده هستند، اما ...

داش آکل 1396

فیلم سینمایی داش‌آکل برگرفته از کتاب سه قطره خون (مجموعه داستان کوتاه) اثر صادق هدایت رابطهٔ عاشقانه ای را روایت می‌کند که «لوطیان» و «قداره کشان» آواز عشق «مرجان» را هنوز بعد از سال‌ها روایت می‌کنند.

کار کثیف 1396

فرهاد ، دانشجوی حقوق بیکاری که مشغول فروش عرق هست ، تصمیم می گیرد به آمریکا مهاجرت کند. فرهاد برنده قرعه کشی لاتاری آمریکا شده و بنابراین با همسرش الهام و نوید به ترکیه سفر می کند. در طی این سفر ، فرهاد از مسمومیت گسترده افراد در یك مهمانی كه برای آخرین بار مصرف عرق آنها را تأمین كرده بود مطلع شده و این امر باعث مرگ و نابینا شدن چند نفر میشود. این خبر باعث سردرگمی ذهنی فرهاد شده و باعث میشود احساس گناه داشته باشد. وقتی الهام از ماجرا مطلع می شود ، شوکه می شود و تصمیم می گیرد به ایران بازگردد و فرهاد را ترک کند. ولی یک اتفاق غیرمنتظره زندگی او را کاملاً نابود می کند.

سارا و آیدا 1395

سارا و آیدا دوستانی صمیمی‌هستند که در یک شرکت اقتصادی باهم همکار هستند. مادر سارا معلمی‌ بازنشسته است که به دلیل ضمانت چک برگشتی میثاق (فرزند دیگرش و برادر سارا) به زندان می‌افتد. در این بین سارا درصدد آزادی مادرش است. او به واسطه سعید (نامزد آیدا) که جوانی متمول است مادر را از زندان آزاد می‌کند اما درعوض با پیشنهاد سعید برای سرقت برخی از مدارک مناقصه از شرکتی که درآن کار می‌کند روبرو می‌شود…

سورنجان 1397

سورنجان روایت سه هم‌دانشگاهی است که بعد از سال‌ها، مجبور می‌شوند چند روزی را باهم بگذرانند. هاله (بهدخت ولیان)، زمانی به مسعود (امیربهادر اورعی) علاقه‌مند بوده است، بااین‌حال با کیهان (میلاد کیمرام) ازدواج‌کرده و ده سال از ازدواجشان می‌گذرد. مسعود با تازه‌عروسش صبا (مهدخت مولایی) تا آماده شدن خانه‌شان چند روزی مهمان هاله و کیهان هستند.

چشم و گوش بسته 1398

مردي توسط يک زن تبهکار کُشته ميشود و دو غريبه را به جرم قتل بازداشت ميکنند. يکي صحنه قتل را نديده چون نابيناست، آن يکي هم فقط صحنه را ديده چون ناشنواست! آنها يک صبح تا غروب فرصت دارند که از اين مهلکه جان سالم به در ببرند ...

بهت 1396

آتنا و همسرش، که هردو فرهنگی و از قشر مرفه جامعه هستند، بچه‌دار نمی‌شوند. پس آتنا، به سراغ کارمندش لیلا می‌رود. لیلا که به خاطر مشکلات مالی همسرش زندگی سختی را می‌گذارند، قبول می‌کند فرزند آتنا و همسرش را به مدت نه ماه در رحم خود نگه دارد.

خروج 1398

اين فيلم داستان گروهي از کشاورزان روستايي را روايت مي‌کند که شرکت سهامي آب، هنگام تخليه سد آب شور به اشتباه آب را روانه زمين‌هاي کشاورزي آنها مي‌کند و باعث خرابي تمامي محصولات آنها مي‌گردد. آنها پس از آن که از طريق مسئولين سد، دهيار، بخشدار و امام جمعه موفق به حل مشکل‌شان نمي‌شوند، تصميم مي‌گيرند که نزد رئيس‌جمهور بروند و مشکل‌شان را با او در ميان بگذارند. اين گروه با تراکتور از روستاي خود به سمت تهران عازم مي‌شوند و طولي نمي‌کشد که خبر سفر آنها در تمام رسانه‌ها پخش مي‌شود و اين موضوع باعث ايجاد محبوبيت و مشکلاتي براي آنها مي‌گردد.