برچسب فرانک فروزان فر

ماجرای نیمروز: رد خون 1397

روایت کلی این فیلم پیرامون اتفاقات بعد از پایان جنگ ایران و عراق در سال ۱۳۶۷ و عملیات مرصاد است. نیروهای امنیتی ایران متوجه حضور نفوذی‌های سازمان مجاهدین خلق پس از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ توسط ایران در جبهه می‌شوند. با ارسال دو مأمور امنیتی به بغداد می‌خواهند قبل از شروع عملیات فروغ جاویدان ، عباس زریباف فرمانده این عملیات را ترور کنند. اما داستان طور دیگری رقم می‌خورد.

نگار 1394

این فیلم به ماجرای جنایی پرداخته جایی که نگار جواهریان نقش دختری به نام نگار را بازی می‌کند. او دختر خانواده‌ای نیمه مرفه و اصیل است، پدر او دریک معامله اقتصادی شکست خورده و با اسلحه خودکشی کرده‌است. این تحلیلی است که پلیس نسبت به مرگ او اعلام می‌کند اما نگار این تحلیل را باور ندارد و برای رسیدن به اصل ماجرا تصمیم می‌گیرد که روزهای آخر پدر را مرور کند.

رقص پا 1395

محمدعلي وندي بازيگر، فيلمساز و معلم تاتر، نااميد از مهاجرت به زادگاهش تهران بازگشته تا همراه با همسرش ميترا صدري، نقاش، زندگي تازه‌اي را شروع کنند اما جستجو براي پيدا کردن خانه‌اي مناسب و کنجي آرام غيرممکن به نظر مي‌رسد.

ساعت ۵ عصر 1395

داستان فیلم در سال ۱۳۹۲ اتفاق افتاده‌است و با فضایی مدرن آغاز می‌شود. مهرداد پرهام (سیامک انصاری) یک وکیل دادگستری است که به تنهایی در شمال شهر تهران زندگی می‌کند. نامزد او (آزاده صمدی) در فرانسه مشغول تحصیل است و او باید برای پرداخت قسط بانکی تا راس ساعت ۵ خود را به شعبه بانک برساند تا خانه‌اش را از مصادره شدن توسط بانک نجات دهد.

در این میان اتفاقات زیادی برای او می‌افتد که روند داستان را شکل می‌دهد و هر کدام نشانگر معضلات اجتماعی و ناهنجاری‌هایی است که هر روزه ما با آنها سر و کار داریم و شاید برایمان عادی شده‌است. از حضور و هجمه مردم در مترو برای سوار شدن تا شرایط نامساعد سفرهای درون‌شهری و بیمارستان‌های کشور.

شیفت شب 1393

مردي به دليل ورشکستگي و ناکامي در يک تجارت مبلغ زيادي بدهکار شده و حالا با نااميدي تمام به زندگي ادامه مي دهد و همسرش که به رفتارهاي او مشکوک شده، بدنبال دليل تغيير همسرش مي گردد و پس از مطلع شدن از جريان به همراه برادر همسرش براي حل مشکل مالي همسر خود تلاش مي‌کند.

خانه دیگری 1395

قصه پدری است به نام حبیب اله که در سال های آخر عمر تصمیم گرفته به خانه آبا و اجدادی اش برگردد. او خانواده اکرم، از اقوام دورش را برای پرستاری و مراقبت از خود به این خانه دعوت کرده تا با او زندگی کنند. در این میان، خوشی ها و ناخوشی های این خانواده زندگی حبیب اله و دختر و دامادش را تحت الشعاع قرار می دهد...…