چرخ فلک 1395
موضوع اصلی سریال یک مفهوم اخلاقی است که در هر یک از داستانها این موضوع تکرار میشود و بیشتر بازیگران در ابتدای هر قصه آدم فرعی هستند که در قصه بعدی به بازیگر اصلی بدل میشوند.
موضوع اصلی سریال یک مفهوم اخلاقی است که در هر یک از داستانها این موضوع تکرار میشود و بیشتر بازیگران در ابتدای هر قصه آدم فرعی هستند که در قصه بعدی به بازیگر اصلی بدل میشوند.
داستان چاردیواری دربارهٔ جوانی به نام نادر است که در گذشته درخواست دختر جوان و متمولی به نام مریم را برای ازدواج ظاهری و رسمی قبول کرده. دختر که قصد داشته با این ازدواج در خارج از کشور ادامه تحصیل دهد، حالا پس از چند سال از خارج از کشور برگشته و قصد دارد به ازدواج با نادر خاتمه بدهد. اما در عین حال با همکاری نادر طوری در برابر پدرش صحنهسازی میکند که او و نادر پس از چند سال زندگی مشترک، با هم اختلاف دارند. از سوی دیگر نادر در رابطه با خانواده پدریاش هم دچار مسائلی است که وضعیت او را پیچیدهتر میکند …
این مجموعه داستان فردی است به نام حمید خواستار که نقش او را یوسف تیموری ایفا میکند به دنبال ازدواج با دختری به نام نگار جهانی است که نقش او را سولماز غنی ایفا میکند. در این راه پدر و مادر او [نگار جهانی] که سالها پیش در میان بمباران تهران نگار را که مادرش در بمباران فوت کردهاست، پیدا کرده و بزرگ میکنند، شرطهای زیادی جلوی پای حمید میگذارند و از او ماشین شاسی بلند و خانه بزرگ در بالای شهر را میخواهند. حمید به سختی (طی ۴ سال) این کار را انجام میدهد و به افراد زیادی بدهکار میشود. او همچنین مجبور به نگهداری از عمویش که بعد از مرگ پدر و مادرش در کودکی او را بزرگ کرده میشود که نقش او را حمید لولایی بازی میکند. اما در همین حین پسر خاله او قادر پیش دست (رضا داوودنژاد)، پسر متانت ذکاوت (مریم سعادت) که به علت تصادف با ماشین کنترل نامحسوس و داشتن گواهینامه جعلی به زندان افتاده از زندان آزاد میشود. او برای گرفتن دختر مورد علاقه اش افسانه (دخترخاله خودش - با بازی زهره فکورصبور) دست به کارهای عجیبی میزند و در همین راه حمید و خانواده اش را به دردسر میاندازد. بازگشت دنیا مفاخری دختر رئیس شرکت حمید (با بازی شهره سلطانی) به کشور و به دنبال آن ورشکست شدن شرکت، باعث میشود حمید ضمن از دست دادن شروط لازم برای ازدواج، نسبت به دنیا مفاخری بدبین شود. بعدها معلوم میشود همسر سابق دنیا با پرونده سازی علیه پدرش (محمد علی تقوی)، او را در خارج به زندان انداخته و در قبال آزادی اش پول هنگفتی معادل سرمایه شرکت را از دنیا گرفتهاست. در نهایت حمید به کمک عمو پرویز، قادر و جمشید (مهران غفوریان) و برادرش (از دوستان قادر در زندان که بعدها طی جریانی معلوم میشود آنها برادرهای نگار هستند) سرمایه شرکت را پس گرفته و به حساب شرکت بازمیگردانند.
داستان فيلم ماجراهاي عجيب يک پدر را نشان ميدهد که به نوعي خود را دانشمند فرض ميکند و مدعي است که قرصهايي براي رشد و فعاليت سريع کودکان اختراع کرده است. داستان از جايي آغاز ميشود که دو دزد بچههايي را ميربايند و اين قرصهاي معجزهگر باعت ايجاد اتفاقاتي در فيلم ميشوند.
داستان زندگي زن و شوهري را روايت مي کند که با داشتن عروس، داماد و نوه، در سن ميانسالي بچه دار مي شوند. اين اتفاق آن هم در روستايي کوچک که هيچ چيز از ديد اهالي پنهان نمي ماند، زن و شوهر را دچار اتفاقاتي کميک و بامزه مي کند. اتفاقاتي که در نهايت باعث جدال اين دو با يکديگر مي شود و… .