برچسب فرامرز قریبیان

آخرین دعوت 1387

آخرین دعوت، سریالی درام، خانوادگی و ماجراجویی است که زندگی یک استاد دانشگاه به نام یوسف زمانی‌فر را روایت می‌کند. او نماینده سابق مجلس بوده و طی سفری کاری برای پیدا کردن اسنادی عازم زادگاهش در غرب کشور می‌شود اما در حادثه‌ای دچار سانحه شده و در جریان سریال آخرین دعوت بعد از به هوش آمدن در بیابان متوجه می‌شود به سال 60 هجری برگشته و سر از کوفه درآورده است و واقعه عاشورا نیز در شرف وقوع می‌باشد تا این که اتفاقاتی خارج از تصور رخ می‌دهد؛ این اتفاقات درونمایه اصلی سریال را تشکیل می‌دهد.

تکیه بر باد 1391

این مجموعه دربارهٔ دختری به نام عاطفه (افسانه پاکرو) که با قبول شدن در دانشگاه، در رشتهٔ حقوق از شیراز به تهران می‌آید و به دنبال محقق شدن رویاهای خود از جمله پولدار شدن است و با مردی (مهدی فخیم زاده) که هم سن پدرش است در هواپیما، آشنا می‌شود و تصمیم می‌گیرد با او ازدواج کند ...

پس از سالها 1388

آقای بردبار، خانه خود را برای دخترش سمن به ارث گذاشته چون به پسرش بهمن بیشتر رسیده است. سمن که می‌خواست با علی اکبر معمار ازدواج کند اما پدرش مخالفت می‌کند و با همایون دوست بهمن ازدواج می‌کند و به خارج از کشور می‌رود اما بعد از چند سال به ایران برمی‌گردد و از همسر و تنها دخترش دردانه جدا می‌شود و دوباره با علی اکبر معمار که برای بازسازی خانه قدیمی پدر سمن آمده، روبرو می‌شود. دخترش دردانه به ایران برمی‌گردد و با مادرش که بیمار است زندگی می‌کند.

پیدا و پنهان 1391

این مجموعه تلویزیونی یک سریال اپیزودیک است که در هر قسمت آن به یکی از پرونده های امنیت ملی می پردازد و زندگی ماموران امنیتی و اطلاعاتی را به تصویر می کشد.

باغ شیشه ای 1388

روح پدر قربان نعلبندیان به خواب او آمده و می گوید که یک نفر از نزدیک ترین افراد به قربان، درصدد نابودی اش است. قربان به تمام اعضای خانواده شک می کند و این شروع بحران در خانواده نعلبندیان است. آنهایی که چند قسمت اولیه این سریال را دیده اند حتما با ماجراها و شخصیت های آن آشنا هستند. قربان نعلبندیان (فرامرز قریبیان) از آن مردهای شکاک است. شک او وقتی شدیدتر می شود که در مراسم جشن تولدش برایش یک قاب عکس خالی می فرستند. او این توهم را دارد که یک عده آشنا و ناآشنا می خواهند او را بکشند. خاطره حاتمی نقش یک دختر نسل سومی کنجکاو را بازی می کند. سپیده در یک عالم دیگری سیر می کند و به همین خاطر برای خودش یک آلاچیق ساخته تا جدا زندگی کند. نعیمه نظام دوست (الهام) هم از آن زنهایی که به روابط شوهرش مشکوک است و مدام او را کنترل می کند. عمو کیکاووس هم از آن پیرمردهای سمج و سر به هواست.

عفریت 1361

چهار خبرنگار ايراني كه با آوارگان و رزمندگان فلسطيني ارتباط دارند پس از پيروزي انقلاب با انتشار اطلاعيه اي اعلام مي كنند كه در صددند كتابي را به نام «سرمار»، كه شامل اسامي صهيونيست هاي ايراني است ،منتشر سازند. مردي به نام نيك پور، كه در دايره صدور مجوز انتشار كتاب نفوذ كرده و با عوامل صهيونيسم ارتباط دارد، كتاب را با دريافت رشوه در اختيار صهيونيست ها مي گذارد. گروهي از صهيونيست ها براي نابود كردن خبرنگاران و نسخة دوم كتاب وارد كارزار مي شوند. سرگروه خبرنگاران، به نام ابوجاسم، با همكاري يكي از دوستانش، كه كاراته باز است، به مقابله با صهيونيست ها مي شتابد و با همكاري پليس عوامل صهيونيسم را به دام مي اندازند و كتاب را به چاپ مي رسانند.

تجارت 1373

مردي كه روزنامه نگار است، براي ديدار تنها فرزندش سياوش، از آمريكا به آلمان مي رود. پدر از جدايي همسرش مي گويد و زندگي اش را پس از آن براي پسر بازگو مي كند. درضمن درمي يابد سياوش نيز در حال جدايي از همسرش است و براي هزينه سقط جنين او دچار مشكل مالي شده است. دو مرد آلماني كه نئونازي به نظر مي رسند، به پدر و پسر حمله مي كنند و كيف پدر را مي ربايند. پدر زخمي مي شود و پسر براي فراهم كردن هزينه معالجه او به همكلاسي هايش رو مي كند، اما نتيجه اي نمي گيرد. صاحب كارش در رستوران نيز به او پولي نمي دهد. تنها كسي كه باقي مانده، دوستش رضاست كه با مشورت پدرش، ويدئو و دوربين ويدئويي خانواده را مي فروشد و پول به دست آمده را به سياوش مي دهد. پدر سياوش، پس از معالجه به سراغ دو مرد آلماني مي رود و پس از مضروب كردن آنها كيفش را پس مي گيرد. هنگام بازگشت به ايران، سياوش نيز در فرودگاه به پدرش مي پيوندد.