برچسب فرامرز باصری

صبحگاه خونین 1369

این فیلم دربارهٔ گروهی از قاچاقچیان مواد مخدر است که به پاسگاه حرمک و زاهدان حمله می‌کنند و متواری می‌شوند. سروان بهمنی فرمانده پاسگاه، با کمک سه مأمور ویژه که از تهران گسیل شده‌اند، به تعقیب قاچاقچیان پرداخته و در پایان، آنان را در قلعه نارو بدام می‌اندازند.

راز یک خزان 1377

زیبا، مددکار یکی از مراکز کمیته امداد خمینی است که کودکی اش را نیز در آنجا گذرانده‌است. مردی به نام امیر با وی آشنا می‌شود و پس از مدتی آن دو با هم ازدواج می‌کنند اما به علت اینکه زیبا، پدر و مادر نداشته و در خوابگاه کمیته امداد بزرگ شده‌است مدام با مخالفت‌های مادر امیر روبرو می‌شوند و همین مسئله از نظر روحی برای زیبا آزاردهنده است. در طی یک حادثه اتومبیل، امیر حافظه اش را از دست می‌دهد و همه افراد خانواده قصد کمک به او را دارند. در پایان با شبیه‌سازی زمانی که زیبا از پله‌های آپارتمانی پرتاب می‌شود و از امیر کمک می‌خواهد، وی گذشته را به یاد می‌آورد

خاله سارا 1371

«سارا» یک پزشک جوان است که در کودکی و بر اثر حادثه‌ای، از خانواده خود جدا افتاده و آن‌ها را گم کرده‌است. وی پس از فارغ‌التحصیلی، به منظور یافتن آنها، تقاضا می‌کند محل خدمت پزشکی‌اش را در برازان و گل‌کلات تعیین کنند. سارا در گل‌کلات موفق می‌شود خواهرش را بیابد اما برادر ناتنی‌اش «صفدر» برایش مشکلاتی به وجود می‌آورد. سارا همه تلاش خود را به کار می‌بندد تا به روستاییان محروم یاری رساند و سرانجام....