برچسب فتح المبین

۲ هزار و ۷۰ میلیارد ریال پروژه عمرانی و زیرساختی در بخش فتح‌المبین به بهره‌برداری رسید/اجرای پروژه ۶۰ میلیارد ریالی نصب انشعابات فلزی و پلی‌اتیلن در شوش

با پیگیری های نماینده مردم شوش و کرخه در مجلس؛آیین افتتاح و بهره‌برداری از مجموعه‌ای از پروژه‌های عمرانی، ارتباطی، آموزشی، ورزشی و گازرسانی بخش فتح‌المبین، با اعتباری بالغ بر ۲ هزار و ۷۰ میلیارد ریال برگزار شد.

نقش حاج احمد متوسلیان و حاج قاسم سلیمانی در  آزادسازی تنگه ابوقریب

تنگه ابوقریب، نقطه‌ای مرزی و مرتفع در مقابل مناطق فکه و شرهانی است که رژیم بعث عراق آن را در نخستین روزهای جنگ تحمیلی، تصرف کرد. اما رزمندگان ایران در فروردین 1361 در عملیات فتح‌المبین این منطقه را آزاد کردند. در پایان جنگ نیز با مقاومت گردان عمار لشکر 27 محمد رسول‌الله‌صلی‌الله‌علیه‌وآله از اشغال دوباره در امان ماند.

سومین نشست فصلی راویان پیشکسوت دفاع مقدس برگزار شد

مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس، میزبان سومین نشست فصلی راویان پیشکسوت دفاع مقدس بود؛ نشستی که در آن جمعی از فرماندهان، راویان و رزمندگان لشکر ۷ ولیعصر (عج) گرد هم آمدند تا از روز‌های حماسه و ایثار بگویند و ناگفته‌هایی از عملیات‌های بزرگ دفاع مقدس را بازگو کنند.

گفت برای مصائب اهل بیت گریه کنید نه برای من

شهید عباس شفیعی از طریق بسیج به جبهه اعزام شد و در عملیات غرورآفرین فتح‌المبین شرکت کرد. او در ششم فروردین ۱۳۶۱، در کرخه‌نور بر اثر اصابت ترکش به سینه‌اش شهید شد. مزار شهید شفیعی در گلزار شهدای امامزاده یحیای زادگاهش سمنان واقع است

همه پسرهایم را به جبهه می‌فرستم

ابتدای ماه مبارک رمضان و محرم برای روستای ما روحانی می‌آمد. همین روحانی در روستا‌های مجاور هم منبر می‌رفت. نبی‌الله تمام مدتی را که روحانی در محل حضور داشت، با موتور در خدمت آن روحانی بود. برای خودش وظیفه می‌دانست. اعتقاد داشت: «ما که خیلی نمی‌توانیم برای آگاه کردن مردم کاری بکنیم. حالا که اینطور است، پس با علما همکاری می‌کنیم تا ما هم در آگاه کردن مردم سهمی داشته باشیم.»

مجاهدت در غرب شهادت در جنوب رقابیه

همسایه‌ها خیلی از اخلاق و رفتار و کمک‌هایی که به آن‌ها کرده بود، تعریف می‌کردند. علی اکبر هر وقت از جبهه برمی‌گشت به تک‌تک‌شان سر می‌زد و تمام وقت هم که پشت جبهه بود دنبال کارشان بود. حتی کلید خانه‌اش را به آن‌ها داده و به همه گفته بود هر وقت خواستید بروید خانه‌ام و هر چه خواستید بردارید

روزه‌ای که برای ما واجب نبود!

روز‌ها بعد از نماز صبح برنامه‌های آموزشی شروع می‌شد. ما قبل از آن بیدار می‌شدیم و سحری می‌خوردیم. هم خواب‌مان کم بود و هم روزه گرفتن باعث شده بود واقعاً ضعیف شویم. یادم است یکی از بچه‌ها ظهر موقع آموزش باز و بسته کردن اسلحه یک دفعه از حــــال رفت