برچسب فاو

مدافع فاو با دشمن خارجی و مشکلات داخلی توأمان می‌جنگید

اواخر جنگ خودم شاهد بودم که از مواد غذایی گرفته تا مهمات برای ما جیره‌بندی شده بود. ما یک خمپاره ۶۰ داشتیم که دو روز یک‌بار سه گلوله در اختیارمان می‌گذاشتند. یعنی روزی یک و نیم گلوله خمپاره سهمیه داشتیم. یا هر گردانی دو ماشین در اختیار داشت که، چون بنزین را کوپنی کرده بودند می‌گفتند یکی از آن‌ها را بخوابانید و فقط از یکی استفاده کنید.

فتح فاو را باید تعریفی دوباره کنیم

برای افسران کره‌شمالی بسیار جای تعجب داشت که ما چطور توانستیم از این رودخانه عظیم عبور کنیم؟ چطور از نیرو‌های عمل کننده پشتیبانی کردیم و چطور توانستیم ۷۵ روز در میان بمباران شدید دشمن مقاومت کنیم؟ این‌ها سؤالاتی است که کارشناسان نظامی جهان پیرامون شگفتی عملیات والفجر ۸ از ما می‌پرسند و هنوز برای خیلی از آن‌ها باورپذیر نیست که چطور این فتح بزرگ را کسب کردیم

سایت موشکی فاو را در یک نبرد خونین فتح کردیم

سال ۱۳۶۰ وقتی ۱۸ ساله بودم همزمان با عملیات ثامن‌الائمه (ع) و شکست حصر آبادان برای اولین بار به جبهه اعزام شدم. سه روز در پادگان گلف اهواز آموزش دیدیم. من تک تیرانداز بودم. وقتی وارد منطقه عملیاتی شدیم، به جاده ماهشهر- آبادان رفتیم. در آن مقطع قسمتی از این جاده به تصرف دشمن درآمده و سمت ماهشهر- آبادان دست ما بود

دست مجهول الهویه!

یک روز گرم در تابستان سال ۶۵ یک جنگنده دشمن آمد و خطوط پدافندی ما را بمباران کرد. به نظر می‌رسید این جنگنده مأموریت دیگری داشت و در بازگشت، چون هنوز چند راکت برایش باقی‌مانده بود، باقیمانده بمب‌ها و راکت‌هایش را روی سر ما خالی کرد! خیلی هم طول نکشید و بعد از چند دقیقه اوضاع آرام شد...

فرمانده گردان «یازهرا» با پای برهنه به نیروهایش سرکشی می‌کرد

شهید محمدرضا تورجی‌زاده، فرمانده گردان یازهرا (س) رزمنده‌ای با روحیات معنوی بود. وی مداحی اهل‌بیت را می‌کرد و ارادت خاصی به حضرت زهرا (س) داشت. حاج امرالله تقیان از همرزمان تورجی‌زاده، شاهد نحوه مجروحیت و شهادت او بود و خاطراتی از شهید بزرگوار دارد که پیش رو دارید