برچسب فاطمه مرتاضی

سلام بمبئی 1394

علی ( محمدرضا گلزار ) پسر جوانی است که در هندوستان به همراه دوستش ( بنیامین بهادری ) در رشته پزشکی تحصیل می کند. همکلاسی علی دختر جوانی به نام کاریشما ( دیا میرزا ) است که یکبار بطور اتفاقی ماشینش سر راه خراب شده و علی ماشین او را تعمیر می کند و همین مسئله باعث صمیمیت آنها می شود و...

ساعت ۵ عصر 1395

داستان فیلم در سال ۱۳۹۲ اتفاق افتاده‌است و با فضایی مدرن آغاز می‌شود. مهرداد پرهام (سیامک انصاری) یک وکیل دادگستری است که به تنهایی در شمال شهر تهران زندگی می‌کند. نامزد او (آزاده صمدی) در فرانسه مشغول تحصیل است و او باید برای پرداخت قسط بانکی تا راس ساعت ۵ خود را به شعبه بانک برساند تا خانه‌اش را از مصادره شدن توسط بانک نجات دهد.

در این میان اتفاقات زیادی برای او می‌افتد که روند داستان را شکل می‌دهد و هر کدام نشانگر معضلات اجتماعی و ناهنجاری‌هایی است که هر روزه ما با آنها سر و کار داریم و شاید برایمان عادی شده‌است. از حضور و هجمه مردم در مترو برای سوار شدن تا شرایط نامساعد سفرهای درون‌شهری و بیمارستان‌های کشور.

جامه دران 1393

فيلم درباره دختري به نام شيرين است که سرنوشت او در سه روايت از مقاطع زماني، قبل از تولد و کودکي و بزرگسالي به تصوير کشيده شده است و در طول اين داستان ها به نقاط پنهاني زندگي او اشاره مي‌شود و رازهايي از زندگي پدر و مادر حقيقي خود را متوجه مي‌شود.

زرد 1395

نهال و همسرش حامد عضو یک گروه علمی‌جوان هستند که برای اختراعشان به ایتالیا دعوت شده اند.در آخرین روزهای قبل از سفر بر اثر یک حادثه بیماری حامد اوج می‌گیرد و حادثه پشت حادثه سفر این گروه را با بحران مواجه می‌کند…

گشت 2 1395

عباس و حسن پس از پنج سال از زندان آزاد شده، سراغ عطا مي‌روند. عطا دراين مدت درکما بوده و به تازگي به‌هوش آمده و به زندگي عادي بازگشته. اين سه رفيق دوباره باهم همراه شده، در پي کاري شرافتمندانه مي‌گردند. اما پس از تلاشهاي بسيار،ناچار مي‌شوند دوباره ....

بمب یک عاشقانه 1396

فیلم بمب یک عاشقانه روایت گر زندگی زوجی (پیمان معادی و لیلا حاتمی) است که مشکلاتی در زندگی زناشویی خود دارند و آن مشکلات تا حدی هستند که زوج قصه ما در حتی هنگام بمباران به زیرزمین مجتمع مسکونی شان پناه نمی برند و فقط در اتاق هایی جداگانه به سر می برند تا بمباران تمام شود و از طرفی دیگر بیان گر عشقی میان دختر و پسر نوجوانی به نام سعید و سمانه است که در هنگام بمب باران تهران و در زمان پناه گیری خانواده ها در زیر زمین در زیرزمین با هم آشنا می شوند.

قسم 1397

راضيه، اقوامش را با اتوبوسي از گرگان به مشهد مي برد، تا براي قصاص شوهر خواهرش در دادگاه قسم بخورند. همه اهالي اتوبوس شک ندارند که او قاتل است. اما در مسير با اتفاقاتي روبرو مي شوند که به قضاوت خود شک ميکنند.

غلامرضا تختی 1397

غلامرضا تختي پس از کسب چندين مدال در کشتي، به دليل حمايتش از مردم و مصدق و شرکت در سخنرانيها و تجمعات سياسي مورد غضب حکومت قرار ميگيرد. اما پيشنهادات متعدد حکومت را مبني بر تباني با آنان نميپذيرد و روز به روز منزوي تر و فقير‌تر ميشود. از طرفي هرآنچخپه در توانش است خواسته هاي ريز و درشت مردم را برآورده ميکند و به همين دليل محبوبيت شگرفتي نزد آنان دارد. حکومت اين جايگاه تختي در ميان مردم را برنمي تابد و زندگي‌را چنان به او سخت ميکند‌ که وي سرانجام در هتلي در تهران خودکشي‌ميکند...