بر سر دوراهی 1398
قصهٔ عاشقانه پرفراز و نشیب پسری به نام حامد است که به واسطه عوض شدن دنیایش و تغییر مسائل مالی، همه چیزش تغییر میکند و بعد از این تغییر به فکر رها کردن مریم(دختر عمویش) و نگه داشتن پریناز در ایران و ازدواج با او می افتد...
قصهٔ عاشقانه پرفراز و نشیب پسری به نام حامد است که به واسطه عوض شدن دنیایش و تغییر مسائل مالی، همه چیزش تغییر میکند و بعد از این تغییر به فکر رها کردن مریم(دختر عمویش) و نگه داشتن پریناز در ایران و ازدواج با او می افتد...
"رباعی " داستان کمال طراوت مجری یك برنامه تلویزیونی است كه با مادر پیرش زندگی میكند. كمال در یكی از برنامه های خود با دختری چهل ساله به نام رباعی آشنا میشود. مادر كه مرگ را نزدیك میبیند به او مهلت میدهد دختری را جهت ازدواج مشخص كند. اما وقتی كمال، رباعی را معرفی میكند مادر به مخالفت می پردازد و...
این سریال داستان سه زوج را دربرمیگیرد که با هم نسبت خانوادگی دارند و ماجرا هاو داستانهای متفاوتی با یک مضمون مشترک در هر قسمت مطرح میشود، که این سه داستان سرانجام به یک برآیند میرسند.
هاتف پس از ۳۰ سال به ایران باز می گردد و با خواندن نامه پدر مرحومش از واقعیت تلخی مطلع می شود. همزمان با اوج گرفتن درگیری های خیابانی مردم انقلابی با مزدوران شاهنشاهی ، هاتف بر سر قراری حاضر می شود که مینا هرگز به آن نمی رسد . آنها، هر دو دانشجویان عضو نهضت اسلامی بوده و بر خلاف نظر والدینشان مصمم به ازدواج هستند. از این رو پدر هاتف که از قرار آنها مطلع شده از دوستان نظامی اش می خواهد تا مینا را پیش از رودر رو شدن با پسرش دستگیر کند و فردای همان روز هاتف را به بهانه تحصیل، فورا از کشور خارج می کند.
رسول تولایی به عنوان بزرگتر، محبوب و مورد اعتماد چند خانواده است. وضع مالی او خیلی خوب است. او صاحب یک گاراژ بزرگ است که ارثیه پدری است و به واسطه آن صاحب یک شرکت حمل و نقل هم شدهاست. رسول دست به خیر است و در طول این سالها همیشه دست اعضای خانواده را گرفته و مثل سایهای روی سر خانواده بودهاست. با ورود یک زن به نام شهره، به داستان، همه چیز به هم میخورد. این زن که گویا از رازی بزرگ خبر دارد میخواهد به عنوان حقالسکوت، اجازه شراکت در یک سرمایهگذاری بزرگ را از رسول بگیرد. این سرمایهگذاری مربوط به کوبیدن گاراژ قدیمی و بازسازی مدرن آن است. از طرفی گاراژ محل کار و درآمد عده زیادی استادکار و کارگر است. رسول با تعقیب شهره متوجه میشود که او با اسم و اطلاعات نادرست از وضعیت خانوادگیش قصد کلاهبرداری از او دارد. کشمکشهای بعدی حول تلاش رسول برای پنهان نگهداشتن این راز است که او را بیشتر و بیشتر وارد منجلاب میکند. تا اینکه آذر، عشق قدیمی او پیدا میشود و زندگی او را وارد مرحله جدیدی میکند…
این اعتماد به واسطه بازخوانی گذشته خدشه دار میشود. خانوادههایی که هر کدام با مشکلاتی دست و پنجه نرم میکنند و در پی یافتن مقصر اصلی هستند.
این سریال برگرفته از زندگی شخصی و خصوصی امام خمینی (ره) است.
پردیس روایتی از خوابگاههای دانشجویی است که در هر قسمت داستانهای مختلفی را در قالب یک کمدی فانتزی بیان میکند و دانشجویان محور اصلی این سریال هستند و همه اتفاقات این سریال در یک مکان دانشجویی رقم میخورد.
محسن اعتبار (بیژن امکانیان) معاون وزیر منابع و انرژیهای پاک (معادل وزارت نیرو) در پی رسوایی مربوط به سد کوروچ، داوطلبانه از سمت خود استعفا میکند اما در این بین به ناگاه متوجه توطئهای بزرگ میشود. او به همراه محافظش ارشیا مبتنی (سام درخشانی) در راه پرده برداری از این توطئه، درگیر موقعیتهایی طنز میشود.