کلینیک رویا 1405
این مجموعه با روایتی چندلایه در بستر یک زایشگاه، قصههایی انسانی را در گذر چند دهه به تصویر میکشد؛ فضایی که در آن زندگی شخصیتها با تحولات اجتماعی و پیشرفتهای علمی گره میخورد و تجربهای متفاوت از یک درام خانوادگی ارائه میشود.
این مجموعه با روایتی چندلایه در بستر یک زایشگاه، قصههایی انسانی را در گذر چند دهه به تصویر میکشد؛ فضایی که در آن زندگی شخصیتها با تحولات اجتماعی و پیشرفتهای علمی گره میخورد و تجربهای متفاوت از یک درام خانوادگی ارائه میشود.
این فیلم در مورد زندگی شهید داریوش رضایی نژاد میباشد.
داستان دربارهٔ چهار زن با مشکلات متعدد است. گلی دلگشا (نازنین بیاتی) رتبهٔ اول کنکور شدهاست و با پدرش حبیب دلگشا (مهدی هاشمی) از یزد به تهران آمدهاند تا گلی به دانشکدهٔ معماری تهران برود. اما گلی و پدرش بر سر مستقل شدن گلی مشکل دارند. راحله گلشیفته (مهناز افشار) رئیس دانشکدهٔ معماری تهران است که با شوهرش فؤاد افشار (سیامک انصاری) که معاونت وزارت ورزش را بر عهده دارد بر سر استقلال و موفقیت زنان در جامعه اختلاف نظر دارد. مژگان میرزایی (شیلا خداداد) ورزشکار رشتهٔ ووشو است و برای مسابقات المپیک بلغارستان انتخاب شده اما شوهرش، ضیاء شریفی (محمد بحرانی) با تنها رفتن او به خارج از کشور مشکل دارد و معتقد است مژگان باید به وظایف مادریاش پایبند باشد. سعیده راستکردار (بهاره کیانافشار) نیز دختری است که به تازگی تغییر جنسیت داده و برادرش وحید راستکردار (امیر مهدی ژوله) پس از مرگ پدرشان تمام ارث و میراث او را بالا کشیده و سهمی به سعیده ندادهاست. تمام مشکلات این زنان دست به دست هم داده تا آنها با هم متحد شوند و …
فیلم سینمایی سربازخانه خانم ها زندگی دختری بیست ساله بنام نسترن با بازی (ستاره حسینی) را روایت میکند که تلاش میکند در کنکور سراسری در رشته پزشکی با رتبه خوب قبول شود ولی چند روز مانده به کنکور از طریق رادیو خبر تصویب شدن قانون سربازی رفتن خانم ها اعلام میشود و نسترن بالاجبار به خدمت سربازی میرود. و…
این فیلم داستان زنی به نام صحرا(باران کوثری) است که در ابتدای قصه همسر خود را از دست میدهد و برای رسیدگی به اموری به محل کار همسرش میرود و در آنجا متوجه میشود که همسرش با شناسنامه شخص دیگری به نام طاهر (رضا بهبودی) که نام فامیلیش با همسر صحرا یکی بوده و برایش کار میکرده، او را به عقد خود در آورده است، و حالا چون هنوز صاحب شناسنامه زنده است، صحرا میخواهد که نام او را از شناسنامه خود پاک کند، پس دوستانه این موضوع را با طاهر مطرح میکند، اما طاهر به فکر اخاذی کردن از صحرا میافتد...