نینوچیکا (نمایش) 1398
ناخدا صبور و خانوادهاش در بندری کوچک در نزدیکی بوشهر زندگی میکنند. ناخدا از معتمدین بندر است و اهالی بندر او و خانوادهاش را به خوبی میشناسند. سامو تنها پسر و فرزند کوچک او است که ماجراجوییهای زیادی میکند و ناخدا را به دردسر میاندازد.
به مناسبت تولد 100 سالگی رئیسعلی دلواری مسابقه ای خاطره نویسی در مدرسه تشکیل میبشود. جایزه این مسابقه سفر حج میباشد و معلم مدرسه عنوان میکند که هر کس که میخواهد میتواند فیش این سفر را بفروشد. همایون عاشق یک جت اسکی شده و برای خرید آن نیاز به پول دارد. از اینرو به دنبال مصاحبه با افراد قدیمی روستا بوده تا با برنده شدن در مسابقه بتواند جت اسکی را خریداری کند...