قضیه مامان سوری (کوتاه) 1395
"شیفت بعدی" داستان همیاری چند پرستار است كه باید در یك شبانهروز طی سه شیفت از مادر بیمار یكی از همكارانشان مراقبت كنند و در این مسیر با اتفاقات پیشبینی نشدهای مواجه میشوند.
دختر بچه ای به دلیل مشغله كاری پدرش كه مامور قطار است به روستای پدری اش میرود تا مدتی را نزد مادر بزرگش بماند ، در روستا مدرسه متروكه ای وجود دارد كه دختر بچه با كمك معلم و دیگر بچه های روستا تصمیم به آبادانی مدرسه می گیرند. مادر بزرگ هم از تصمیم آنها خوشحال است و به آنها كمك می كند . سرانجام با زحمت فراوان مدرسه بازگشایی می شود . حال چندین سال گذشته است ، دختربچه قصه به همراه دیگر بچه های روستاكه همگی بزرگ شده اند به اتفاق معلم مدرسه كه اكنون كمی پا به سن گذاشته در مراسم افتتاحیه مدرسه نوسازی روستا كه با كمك آنها شكل گرفته شركت كرده اند . روز اول مهر ماه است و زنگ آغاز مدرسه زده می شود در حالی که ...
فيلم تلويزيونی «بوسه برخاك» در مورد رزمندهای بنام آقا مرتضی است كه در زمان جنگ به همراه برادرانش سعيد و علی به جبهه رفته است. طی عملياتی برادرانش مفقود میشوند. بعد از جنگ مرتضی و مادرش تصميم میگيرند به كربلا بروند كه در مرز مهران، مرتضی بدنبال سعيد و علی میرود.
تصادفي در بزرگراه اتفاق مي افتد كه راننده هر دو اتومبيل، زن هستند. راننده اتومبيل عقبي به علت مصدوميت شديد به كما مي رود. طي بررسي هايي، افسر رسيدگي كننده به پرونده به ماهيت و نحوه تصادف شك مي كند.
در سال هاي جنگ، خانواده برخي رزمندگان در مجتمع هاي ويلايي در حوالي خط مقدم ساکن شده اند. عزيز براي ديدن تنها پسرش داوود همراه با دو نوه اش وارد مجتمع مي شوند. ورود عزيز، مصادف با اتفاقات جديدي براي ساکنين ويلايي ها است.