برچسب غلامرضا علی اکبری

گوشه نشینان 1386

جوانی به خاطر مشکلات زندگی درس و دانشگاه را رها میکند و با یک پیکان قدیمی در یک آژانس مشغول به کار میشود تا خرج و مخارجدانشگاه خواهرش، مخارج برادر عقب افتادهاش و بقیه اعضاء خانواده خود را تامین کند. در همین زمان ماشین او را میدزدند و او برای پیدا کردن دزد به هردری میزند. یکی از دوستانش آدرس فالگیر معروفی را به او میدهد که همه به کار او اعتقاد دارند. جوان به سراغ فالگیر میرود و از این پس ماجراهای فیلمآغاز میشود..

تا صبح 1385

این سریال روایت چند جوان از دهه پنجاه تاکنون است . یکی از این جوانان مستانه نام دارد که در پیچ و تاب مسایل عاطفی درگیر مسایل سیاسی می شود و....

ملکوت 1389

فردی به نام حاج فتاح سلطانی (محمدرضا شریفی‌نیا) پس از تصادف دچار مرگ مغزی می‌شود و به جهان ملکوت می‌رود در آن زمان فرشته‌ای (کوروش تهامی) به سراغ او می‌آید تا به گناهان او رسیدگی کند و از طرفی دیگر داماد حاج فتاح (رضا رویگری) برای رسیدن به ثروت حاج فتاح تلاش می‌کند اما در واقع، او در این مسیر، ناکام می ماند.

خسته دلان 1388

این سریال مسافرانی است که در یک قطار همسفرند.در سفر هر یک به یاد زندگی خود است و این یادآوری گذشته آدمهای داستان روال سفر را به گونه‌ای مجازی به روال زندگی گذران نزدیک می‌کند.

عهدی بسته ام با تو 1387

فیلم "عهدی بسته ام با تو" روایتگر گوشه ای از حماسه وایستادگی مردان این دیار در هشت سال دفاع مقدس است . نیروگاه شهید سلیمی نکا در سالهای ۶۶- ۶۵ ۳ بار از سوی هواپیماهای رژیم بعثی بمباران می شود، متخصصان آلمانی حاضر در نیروگاه ، نیروگاه را ترک واز ترس و وحشت بمباران هوائی به کشورشان بر می گردند. از انجائیکه نیروگاه شهید سلیمی شهرستان نکا حدود ۲۵% برق کشور را تامین می نمود، با تاکید وزارت نیرو متخصصان داخلی با همت والایشان برآن شدند تا نیروگاه را راه اندازی نمایند که این امر محقق می شود

نشانی لاله ها 1386

این فیلم داستان زندگی زنی به نام مهتاب جوادی است که همسر و دخترش را در یک سانحه رانندگی از دست داده و دچار مشکلات روحی و روانی می‌شود.

کلاه پهلوی 1383

«فرخ باستانی» جوانی ایرانی از طبقه فقیر جامعه است. او پس از تحصیل در مدرسه دارالفنون تهران، برای ادامه تحصیل به پاریس می‌رود. پاریس در روزهای پس از جنگ جهانی اول شرایط سختی دارد. این وضعیت فشار زیادی به فرخ می‌آورد. او طی حوادثی با دختری ایرانی ـ فرانسوی) به نام بلانش آشنا می‌شود که از پدری فرانسوی و مادری ایرانی متولد شده‌است. فرخ طی ماجراهایی با بلانش ازدواج می‌کند و موفق می‌شود سمت منشی گری «حسن تقی‌زاده» سفیر وقت ایران در پاریس را در فاصله سال‌های ۱۹۳۳ تا ۱۹۳۴ به دست آورد. تقی‌زاده هنگام بازگشت فرخ باستانی به ایران، طی نامه‌ای خطاب به «علی اصغر حکمت» وزیر فرهنگ و معارف توصیه می‌کند از فرخ در دستگاه حکومت استفاده کند. حکمت نیز به «محمود جم» وزیر داخله توصیه فرخ را می‌کند و به این ترتیب فرخ باستانی به سمت فرماندار یک شهرستان کوچک کویری با نام «سامان» منصوب می‌شود. فرخ پس از حضور در آن شهرستان به مرور اقدام به تخریب بافت سنتی شهر و جایگزین کردن آن با خیابانی مدرن و مغازه‌هایی جدید می‌کند. حضور همسر فرانسوی او در آن شهر کوچک و مذهبی نیز به مرور باعث بروز تغییراتی در شهر می‌شود. چندی بعد با صدور فرمان کشف اجباری حجاب بانوان، اتفاق‌های تازه‌ای در شهر سامان رخ می‌دهد.وبلانژ را طلاق میدهد