برچسب غلامرضا ظریفیان

جامعه ایرانی ناراضی است اما وارد خشونت کور نمی‌شود/ جریان افراطی داخلی و رسانه‌های خارجی دو سر ترویج خشونت سیاسی

با افزایش مشکلات اقتصادی و اجتماعی در سال‌های اخیر، جامعه ایرانی وارد نوعی از خشونت شده است که این خشونت در رفتار و بیان برخی سیاسیون نیز دیده می‌شود. غلامرضا ظریفیان ریشه این خشونت را در کردار دو سر جریان افراطی یعنی یکی در داخل کشور و دیگری در خارج از کشور می‌داند با این حال معتقد است بدنه جامعه رفتاری معقول دارد و وارد خشونت‌های کور نمی‌شود.

ریشه‌یابی شعار “اصلاح‌طلب _ اصولگرا دیگه تمومه ماجرا” | هر وقت وضع معیشتی بهتر شد، مردم دوباره به نهاد قدرت اعتماد می‌کنند

عده‌ای در این مملکت قلم به دست گرفته‌اند و در شرایطی که مردم درگیر مشکلات اقتصادی هستند؛ تیتر می‌زنند که اصلاح‌طلب و اصولگرا دیگه تمومه ماجرا! این دسته توان تحلیل وقایع سیاسی را ندارند و حرکت چند معترض را به کل جامعه ایران تعمیم می‌دهند. حال اینکه جامعه ایران مسیر دقیق‌تری را می‌پیماید؛ و این عده در معنای واقعی کلمه موج سوارند. به منظور بررسی دلایل عدم اقبال مردم به امر سیاسی و چگونگی توجه مجدد آنان به نگرش‌های سیاسی با غلامرضا ظریفیان، فعال سیاسی اصلاح‌طلب به گفت‌وگو پرداخته‌ایم.

یک اقلیت با توانایی محدود و توهمات بسیار نمی تواند جامعه را مدیریت کند

وی افزود: به ویژه درعرصه اقتصادی شاهد این هستیم که جامعه با چه مشکلات بنیادینی روبه‌رو می‌شود و این نظام حکمرانی در عمل نشان داده که نمی‌تواند از این مسأله‌ها گره‌گشایی کند. برای فهم مهم‌ترین عامل آن باید به پرسش اولیه شما برگردیم این جامعه متکثر و متنوع است؛ جامعه‌ای که در درون آن با نیروهای توانمندی در عرصه‌های دانشگاهی، آموزش و پرورش، هنری و فرهنگی، اقتصادی و سیاسی روبه‌رو هستیم و به دلیل آنکه این افراد در جامعه امکان تأثیرگذاری، تصمیم‌گیری و تصمیم‌سازی را نمی‌بینند، شاهدیم که چگونه مهاجرت می‌کنند و همین نیروها جذب سیستم‌های دیگر می‌شوند و روز به روز مهاجرت به شدت در عرصه پزشکی، اساتید دانشگاه و حتی در عرصه تکنسین‌ها و سطوح کاربردی‌تر افزایش پیدا می‌کند. بنابراین در این جامعه به این تنوع، تکثر و این پیشینه فرهنگی قطعا هیچ جریانی حتی اصلاح‌طلبان، این صلاحیت را ندارند که فقط به اتکای خودشان جامعه را مدیریت کنند چه برسد به اینکه یک جریان در اقلیت با توانایی‌های محدود و توهمات بسیار بخواهد این جامعه را رهبری و راهبری کند. حاصل آن هم همین اتفاقی است که در کشور ما رخ داده است، سرمایه اجتماعی نظام حکمرانی ما به شدت آسیب دیده و متأسفانه احتمالا این کاهش سرمایه خود را در رخدادهای مهمی که در پیش داریم، به خصوص انتخابات نشان خواهد داد.

برای اقناع مردم باید اقدامات موثر عملی صورت بگیرد/ جامعه حضور در انتخابات را موثر نمی‌بیند

عوامل متعددی بر حضور و مشارکت مردم در انتخابات مجلس تاثیر گذار است که از آن جمله می توان به مسائل اقتصادی و معیشتی اشاره کرد. هر چند که برخی معتقدند عملکرد نهادهای نظارتی و اجرایی نیز در این حضور بی تاثیر نیست. غلامرضا ظریفیان معتقد است:لازمه به صحنه آوردن مردم مقتضیاتی است که فراهم کردن آن مقتضیات با توجه به شرایط اقتصادی کشور بسیار سخت است.

غلامرضا ظریفیان: در صورت کناره گیری آراء جلیلی به سبد قالیباف نمی رود

یک فعال سیاسی اصلاح طلب بیان کرد:اگر رقابت خیلی جدی شود علیرغم اختلافات جدی که بین قالیباف و جلیلی هست، به نظرم یا به جلیلی توصیه خواهد شد یا احتمالاً به نفع قالیباف ممکن است کنار برود، هر چند که با کنار رفتن جلیلی (اگر چنین اتفاق بیفتد)، همه آرای او به سبد آقای قالیباف ریخته نخواهد شد.

ظریفیان: خاتمی منِ 29 ساله را معاون وزیر کرد/ پزشکیان از پیرمردها بگذرد

عاون وزیر علوم در دولت اصلاحات گفت: من سال ۷۷ معاون وزیر شدم و آن زمان ۲۹ ساله بودم. من زمانی قائم مقام شهید بروجردی شدم که ۱۹ سالم بود. در مجموع دولت آقای خاتمی نسبت به دولت‌های دیگر دولت جوانی بود. البته دولت آقای موسوی نیز دولت جوان‌ها بود. خاطرم هست هم سن‌های من در دولت آقای خاتمی کم نبودند که معاون وزیر شده بودند.

ظریفیان: مخالفت با مذاکره بدون ارائه راه‌حل جایگزین، راهبرد نیست

 معاون وزیر علوم دولت اصلاحات، مخالفت با مذاکره را صرفا یک موضع‌گیری سیاسی دانست و گفت: این مخالفت، بدون ارائه نقشه‌ راه جایگزین، بیش از آنکه ارائه یک راهبرد باشد، صرفا نفی یکی از ابزارهای مهم سیاست خارجی است.

فعال سیاسی اصلاح طلب: جنگ یک «نه» بزرگ به رادیکالیسم ۱۸ و ۱۹ دی بود/ مسأله جامعه این نبود که پهلوی‌گراها بیایند و زخم‌های عمیق‌تری ایجاد کنند بلکه…

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، غلامرضا ظریفیان درباره نتایج یک پیمایش افکار عمومی گفت: وقتی نتایج این پیمایش را دیدم، به نظرم رسید که می‌توان پیام‌های متعددی از دل آن استخراج کرد. البته نباید این آمارها را مطلق و قطعی تلقی کرد، اما به هر حال، بخشی از واقعیت‌های جامعه را بازتاب می‌دهند و اگر بخواهیم آن‌ها را دسته‌بندی کنیم، چند گزاره مهم قابل طرح است. نخستین نکته، قرار گرفتن جامعه در وضعیتی از فرسایش روانی است. در مواجهه با جنگ‌ها و بحران‌های بزرگ، معمولاً ذهن ما ابتدا به سمت بازسازی زیرساخت‌ها، ساختمان‌ها و کارخانه‌ها می‌رود، در حالی که تجربه‌های جهانی، به‌ویژه پس از جنگ‌ها، نشان می‌دهد جامعه به همان اندازه و شاید بیش از آن، به ترمیم روحی و روانی نیاز دارد. مواجهه مکرر با بمباران، مرگ و ناامنی می‌تواند به‌تدریج امر غیرعادی را عادی کند و آثار عمیقی بر روان جمعی جامعه باقی بگذارد.