نارگیل 2 1398
داستان دربارهٔ سه عروسک طلسم شدهاست که بابا حاجت از آنها مراقبت میکند و به دنبال معجونی میگردد تا طلسم بدی را از آنها بردارد. از سوی دیگر بابا حاجت مریض میشود و دامادهای او به این فکر میافتند تا سراغ گنج پنهان او بروند.
داستان دربارهٔ سه عروسک طلسم شدهاست که بابا حاجت از آنها مراقبت میکند و به دنبال معجونی میگردد تا طلسم بدی را از آنها بردارد. از سوی دیگر بابا حاجت مریض میشود و دامادهای او به این فکر میافتند تا سراغ گنج پنهان او بروند.
در این سریال زندگی یک خانواده شهید و یک خانواده ارباب در یکی از روستاهای استان ایلام بررسی می شود که ارباب و خانواده اش در صدد از بین بردن احترام و عزت خانواده شهید روستا هستند.
دو كودك خردسال به دنبال لك لكي زخمي هستند تا او را به گرمسير و به نزديك لك لكهاي ديگر ببرند تا از سرماه نميرد. در گوشهاي ديگر زن و شوهري كه صاحب فرزند نميشدند و دختر بچهاي كه پدر و مادرش را از دست داده است درگير عواطفي شريف و انساني هستند و در گوشهاي ديگر نيز معلم نابينا در كنار دانش آموزان نابينايش درس و مشق را در شرائط سخت رها نكرده و با مشكلات دست و پنجه نرم ميكنند.هيچ جاي شهر امن نيست و تنها آغوشهاي گشوده است كه گرماي مهرباني را به زندگيهايي كه دائما با سرب و آهن سروكار دارند،بر ميگرداند و...
دانیل جوان ایرانی الاصلی است که حرفه خبرنگاری دارد و در اوایل دوران دفاع مقدس برای تهیه گزارش به ایران می آید و در فضای معنوی و طبیعت زادگاهش خرم آباد لرستان علاقمند به حضور در جبهه می شود....
«لطیف بکتاش»(قربان نجفی) افغانی مقیم ایران به سبب نداشتن کارت اقامت باید ایران را ترک کند.اما همسر و دخترش در تهران ماندگار می شوند.هنگام انتقال به افغانستان او می گریزد و برای دیدن خانواده اش به تهران میآید.«سروان لطفی»(غلامحسین لطفی) مامور دستگیری افغانها،لطیف را تا مدرسه ای تعقیب می کند.لطیف که اختیار از دست داده آموزگار و بچه ها را گروگان می گیرد.لطیف در ازای آزادی بچه ها هواپیما و گزارشکر تلویزیونی میخواهد،همچنین او درخواست دیدار خانوادهاش را میکند.تلاش برای دستگیری لطیف ادامه دارد و او امیدوار برای دیدن همسر و دخترش در انتظار می ماند.
بین سالهای 41 و 45 «مهاراجه راجو» یک سیرکباز ورشکسته، برای ادامهی بقای حیوانات باقیماندهی سیرک و خانوادهاش، مجبور میشود در یکی از شهرهای کوچک ایران نمایشی برپا کند. نمایش با موفقیت روبرو نمیشود. همکارانش او را ترک میکنند. «مهاراجه راجو» که تحت فشار طلبکاران قرار گرفته و همینطور به خاطر پنهان کردن یک قاتل کلاهبردار در پوست خرس، اقدام به فرار میکند و حیوانات و تأسیسات سیرک را به جا میگذارد. مسئولین شهر، اموال باقیماندهی «مهاراجه» را بین طلبکاران به حراج میگذارند. در مراسم حراج، خرس موفق میشود با خلع سلاح سرپاسبان از مهلکه بگریزد. فیل به طلبکار عمده، قصاب شهر میرسد. او با بردن فیل به منزل، ماجراهای فراوانی را باعث میگردد...
سریال «خان بابا و ارثیه فامیلی» داستان زندگی ایرج باغبان زاده قزوینی، معروف به «خان بابا» است که شخصیتی جذاب و شناخته شده برای مخاطبان شبکه قزوین است.
این سریال اختلافات و رقابتهای شديد و اغراقآميز دو باجناغ را به نمايش درآورده، در عين حال میكوشد مفاهيم مفيد و آموزندهای در مورد دلبستگی به اتومبيل و آثار آن در زندگی را به مخاطبان منتقل كند.