رشید + سواد 1398
رشيد به خاطر علاقه زيادش به ماجراهاي پليسي ، کارهاي عجيب و غريبي از او سر مي زند تا آنجا که همسرش با داشتن يک فرزند از او جدا مي شود. اکنون بعد از گذشت 7 سال ، همسر سابق رشيد که مشغول کار در قسمت حسابداري يک شرکت است ، از رشيد شکايت کرده و تقاضاي حضانت بچه را مي کند. از طرفي با توجه به اختلاس عده اي خلافکار در شرکت مزبور ، وي به طور موقت از کار برکنار مي شود تا هيات مديره درباره او تصميم نهايي را بگيرد. به همين دليل هيات مديره شرکت از مرکز ، تقاضاي اعزام يک بازرس حسابرسي ويژه کرده است که قرار است بزودي وارد اصفهان شود. افراد خلافکار وقتي متوجه شباهت فيزيکي بيش از حد بازرس و رشيد مي شوند ، تصميم مي گيرند رشيد را به جاي بازرس ويژه به شرکت ببرند و بازرس اصلي را هم در جايي مخفي کنند.