ناگهان مه شد (کوتاه) 1404
در فیلم «ملاقات» فرزندان آماده می شوند تا برای روز مادر به خانه مادری بروند. آنها بلیت حج را تهیه کرده اند تا به عنوان هدیه روز مادر تقدیم کنند. امّا در مسیر رفتن خبری به دست آنها می رسد که باعث تغییر برنامه می شود.
«همه زنهای این شهرهزاران کودک متولد نشده دارند که اسمی برایشان نمیگذارند، همه زنهای این شهر مادر نیستند، آنها گاهی در رویای کودکان به دنیا نیامدهشان، پیر میشوند.»
این سریال به فعالیتهای سازمان مجاهدین خلق در دهه شصت می پردازد.
شیوا در دادگاه منتظر موکل اش است که خبردار میشود گروهی حامد را در مسیر ربودهاند ولی دلیلش را نمیداند. از طرفی حامد که گریخته باید به محلی از پیش تعیین شده رفته و خود را در اختیار ربایندگان نهد، چرا که ستاره گرفتار آنان است. حامد در آن جا با وضعیتی روبرو میشود که از قبل حدس نمیزدهاست …
جنازه دختری به نام چیستا (الناز شاکردوست) دختری که در مزون ویدا (نسرین مقانلو) کار می کرده پیدا می شود پسر ویدا در یک درگیری به زندان می افتد و شیوا (مهراوه شریفی نیا) خواهر ویدا، وکالت فردی را که متهم به قتل همسر و فرزند خود می باشد (حسین یاری) را به عهده می گیرد. در این سریال برای نخستین بار پس از انقلاب، تلویحا به حضور و نقش شبکه های فراماسونری در فرهنگ سازی و جرایم سازمان یافته، پرداخته شده است. حمید گودرزی در این فیلم نقش دوست الناز شاکر دوست را بازی می کنه که نوازنده هم هست ولی در پایان فصل اول به جرم قتل الناز شاکر دوست اعدام میشه. در این سریال عشق ها خیلی سریع ایجاد میشه و به تلخی پایان می یابد.
ناصر کاظمی، خلافکاری معروف و سابقه دار است که در اثر یک ضربه ناشی از وقوع یک تصادف به سر او حافظهٔ خود را از دست میدهد. ناصر پس از وقوع این تصادف شخصیت دیگری پیدا کرده و وقتی که میبیند همه از او میترسند سعی میکند که اشتباهات خودش را جبران کند اما کمکم دوست او داوود (هومن برقنورد) به او توضیح میدهد که آنها برای یک باند قاچاق مواد مخدر که رئیس آن، مهندس (حمید لولایی) فردی بسیار بی رحم است کار میکردند و…