شب سال نو 1390
کیومرث و زیبا زوج جوانی هستند که به خاطر اختلافاتشان، در آستانه طلاق قرار دارند. در جریان یکی از دعواهای آن دو، زیبا از ماشینشان پیاده میشود، کیومرث به دنبال او به وسط خیابان میدود و یک ماشین به او میزند و . . .
کیومرث و زیبا زوج جوانی هستند که به خاطر اختلافاتشان، در آستانه طلاق قرار دارند. در جریان یکی از دعواهای آن دو، زیبا از ماشینشان پیاده میشود، کیومرث به دنبال او به وسط خیابان میدود و یک ماشین به او میزند و . . .
این سریال ادامه سریال "سه، پنج، دو" است و هردو در یک دنیا جریان دارند، سیاوش رستمی اکنون از همسر سابقش "پونه" جدا شده و از مدیران باشگاه «دلاوران» است و رابطه نزدیکی با شخصیت اصلی داستان؛ قباد دارد.
قباد که در رؤیاها و توهمات خودش زندگی میکند و آرزو دارد که یک شبه ره صد ساله را برود و به ستارهای مشهور تبدیل شود، بنابراین تصمیم میگیرد که وارد دنیای فوتبال شود اما پس از پیوستنش به یک تیم لیگ برتر، اتفاقات جالبی برای او رخ میدهد. در این میان کسانی هستند که موافق حضور او در تیم نمیباشند از آنجایی که قباد اصلا بازی خوبی ندارد و با رانت و رابطه وارد فوتبال شده همه دست به دست هم میدهند تا وی را از باشگاه «دلاوران» اخراج نمایند اما موفق نمیشوند…
داستان این سریال درباره دو پسر به نام «فرامرز» و «سیامک» است. این دو پسر که باهم نسبت فامیلی دارند برای خانوادهشان مدام دردسر درست میکنند. آنها هنگامی که میبینند دوستشان «مازیار» به یکی از شاخهای مجازی تبدیل شدهاست و از آن درآمدزایی میکند، تصمیم میگیرند آنها نیز یک صفحه در فضای مجازی داشته باشند اما آنها به علت تبلیغ یک سایت شرطبندی و قمار توسط پلیس دستگیر میشوند و به زندان میروند. در زندان متوجه میشوند میتوانند با مهاجرت به سوریه به آلمان بروند و زندگی بهتری را شروع کنند. در این بین با یک پزشک آشنا میشوند که او نیز میخواهد به سوریه برود و بجنگد و او مقدمات مهاجرت آنها را به سوریه فراهم میکند ولی این بین اتفاقاتی میافتد که مانع رسیدن آنها به تصمیمشان میشود...
مجموعه آخرین بازی از شبکه 5 در حال پخش می باشد.
گلی و سامان، یک شب قبل از جشن ازدواجشان، میهمانی دوستانهای برگزار میکنند، اواخر میهمانی در جمعی صمیمیتر بازی را شروع میکنند که این بازی و شوخی، گلی و سامان را درگیر موضوعی میکند و همین بهانهای میشود برای ورود به قصه خانوادههایی دیگر در همان شب.
داستان فيلم در بستري کمدي روايت ميشود و قصه يک شرکت هواپيمايي است که در حال ورشکست شدن است، رئيس شرکت (ليلا حاتمي) پيشنهاد ميدهد که يک هواپيماي خراب از شرکت با چند مسافر را به داخل خليج فارس بيندازند تا بتوانند پس از کشته شدن مسافران از بيمه پول ديه و خسارت آنها را بگيرند، او سراغ يکسري افراد ميرود که از زندگي خسته شده و دنبال مرگ هستند، خلبان هواپيما (ماني حقيقي) و مهمانداران نيز جزو اين افراد هستند. آنها با امضاي يک برگه قبول ميکنند تا در هواپيما بروند و پس از سقوط کشته بشوند، همه چيز درست پيش ميرود تا اينکه يک مسافر به اسم علي حاجتي (پژمان جمشيدي) بدون اطلاع از قصد مسافرين سوار هواپيما ميشود. در اين ميان هم زمان با اين حوادث مسافرين هواپيما را به همراه رئيس شرکت در يک جاي ناشناخته ميبينيم که توسط يک بازپرس (مهران مديري) مورد بازجويي قرار ميگيرند. …