فروشگاه 1374
داستان این مجموعه تلویزیونی، درباره افتتاح یک فروشگاه بزرگ و ماجراهای طنزآمیزی که در آن رخ میدهد.
داستان این مجموعه تلویزیونی، درباره افتتاح یک فروشگاه بزرگ و ماجراهای طنزآمیزی که در آن رخ میدهد.
رعنا، دختر مردی به نام سنایی، از صابونپزهای قدیمی تهران است. پس از چندی دانایی که دبیر آموزش و پرورش است به خواستگاری رعنا آمده و با وجود مخالفتهای منصور (برادر رعنا) با او ازدواج میکند. اما پس از گذشت مدتی دانایی به خاطر شرکت در فعالیتهای سیاسی دستگیر و روانه زندان و کشته میشود. پس از سالها پسر رعنا که به شدت در حال مبارزه با رژیم پهلوی در سال ۱۳۵۷ است، در یک درگیری خیابانی مفقود میشود. رعنا و دخترش به دنبال یافتن او هستند که ماجراهایی از گذشته دوباره زنده میگردد.
این مجموعه تلویزیونی روایتگر زندگی دو تن از خلبانان هوانیروز ارتش جمهوری اسلامی ایران یعنی احمد کشوری و علیاکبر شیرودی است.
«مش رحمان» رفتگر محله، برای تهیه جهیریه دخترش نیازمند پول است، اما چون پس از تلاش بسیار نمیتواند پول تهیه کند، مجبور میشود خود را بازخرید کند. مراسم عروسی اگرچه با اتفاقات گوناگونی همراه است، اما سرانجام به خوشی انجام میگردد.
پيرمردي به نام جواد جلالي با داشتن چندين فرزند و نوه بر اثر تشويق دوستان تصميم مي گيرد پس از سي سال كه از فوت همسرش گذشته از نو ازدواج كند. او با پيرزني، كه همسن و سال خود اوست، آشنا مي شود. آن دو به رغم مخالفت فرزندان و آشنايان پاي سفره عقد مي نشينند.