برچسب عمار خطی

یاور 1398

یاور جوانی است که به خاطر سرقت از سوی دادگاه به انجام خدمات اجتماعی در یک شترداری محکوم گردیده است. صاحب شترداری سید کاظم، پیرمردی درستکار و دلسوز است که حاضر شده یاور را بپذیرد. یاور به محض آمدن به شترداری، به دنبال یافتن راهی برای خروج غیرقانونی از کشور است و در این راه دست به کارهای مختلفی می‌زند که هر بار با گذشت و بزرگواری سید کاظم روبرو می‌شود. در خلال این ماجراها یاور کم کم به سید کاظم علاقه‌مند شده و زمانی که یکی از اهالی به نام کاووس تصمیم داشته شترداری او را به آتش بکشد، مانع شده و باعث می‌شود همه آنها توسط پلیس دستگیر شوند و...

کوچه پشت کلانتری 1396

این فیلم ماجرای طلا زن سالخورده ای را روایت می کند که دختر و نوه اش را به خاطر بدهی مالی دامادش و هجوم طلبکاران به منزل، برای مدت طولانی ندیده است. او که بیمار است و توانایی کار کردن ندارد از تنهایی رنج می برد. تا اینکه با ورود سربازی که برای رسیدگی به شکایت یکی از طلبکاران به منزل او می رود، حال و روزش عوض می شود و ...

دل شب 1395

این فیلم داستان مردی است به نام عاصف که برای پیوند قلب همسرش به دنبال یک اهداکننده است. عاصف پس از جستجوی فراوان قلبی را میابد که باید برای بدست آوردنش هزینه فراوانی بپردازد اما او از پس این هزینه بر نمی آید. درنهایت جوانی به نام سهراب سر راهش سبز شده و او را به یک دزدی بزرگ دعوت می کند و ...

دو روز تا ماندن 1385

این فیلم درباره بهروز جوان متاهلی است که حسابدار یک شرکت خصوصی است.وی با همدستی رئیس خود ضمن تهیه فاکتورهای جعلی پول زیادی به جیب زده است.همسر وی افسانه به خاطر فعالیتها و دستاوردهای مشکوک مالی او قصد جدایی از او را دارد و ....

آواز قناری 1396

«آواز قناری» داستان زندگی پیرمردی به نام رحمت است که از دوران جوانی به خاطر صوت زیبایش مؤذن روستا بوده و به «قناری» معروف است؛ اما اکنون در کهن‌سالی به بیماری آلزایمر دچار شده و توانایی گفتن اذان را ندارد تا اینکه اهالی روستا به فکر تهیه اذان گوی دیجیتال می‌افتند و این موضوع زندگی رحمت را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد و ...

همریشل (باجناق ها) 1398

داستان فیلم از یک عروسی شروع می شود که وقتی داماد به مراسم می رسد عروس همراهش نیست، همه ماجراها از دو ماه قبل شروع شده است وقتی خانم بزرگ همه را دور هم جمع می کند تا درباره تقسیم ارث دخترهایش صحبت کند، شرط تقسیم ارث ازدواج آخرین دختر است که هنوز مجرد است، باجناق ها تصمیم می گرند تا مردی را به خواستگاری نرگس بفرستند، تا قضیه تقسیم ارث زودتر انجام شود، آنها فردی را انتخاب می کنند که تازه از زندان آزاد شده است تا با گرفتن سفته از او، وی را مجبور کنند تا هرکاری خواستند انجام دهد که به زندان برنگردد، او با تغییر چهره خودش را به نرگس که سرپرست یک تور گردشگری است نزدیک می کند و بعد از او خواستگاری می کند، نرگس که ته دلش خواستگار قبلی خود که یک جوان مکانیک هست را دوست دارد، به اجبار بزرگ ترها به خواستگاری دهدشتی جواب مثبت می دهد. دهدشتی که نقشه باجناق ها برای رسیدن به ارث را می داند کمک می کند تا خانم بزرگ و نرگس از ماجرا مطلع شوند و نرگس با همان کسی که می خواهد ازدواج کند، روز عروسی دهدشتی با ماشین بدون عروس آمده است و ...