برچسب علی گلزاده

کمین 1379

زهره به همراه فرزند خردسالش، به محله ای جدید می‌رود. در این محله با چندین خانواده آشنا می شودکه هرکدام درگیری‌ها ومشکلات خاص خودرا دارند. زن در جستجوی مردی به این محله آمده که عامل تباهی زندگی و ویرانی کانون خانواده اش بوده واو را در شرایطی می‌یابد که آشوب وفتنه دیگری را درخانه ای دیگر تدارک می‌بیند

پای پیاده 1384

این مجموعه ملودرامی اجتماعی و دربارهٔ دو نوجوان است که از اصفهان به تهران می‌آیند و با قشرها مختلف و معضلات اجتماعی این شهر آشنا می‌شوند.

تعطیلات دوست داشتنی 1393

نیما و نوشین بالاجبار باید تعطیلات خود را در نزد دایی حمید، در هتلی جنگلی در شمال کشور سپری نمایند. نیما در پی کشف شنیده‌هایش حاکی از زندگی بزبز قندی و بچه‌هایش در این منطفه به دنبال کشف آن‌ها است. پیگیری نیما و کمک‌های نوشین و دایی حمید راز زیبا جادوگر صاحب هتل را فاش می‌نماید. زیبا، شنگول و منگول و حبه انگور را به بند کشیده و قصد دارد جنگل سرسبز را به کمک گرگ بدجنس خشک نماید.

جوانی 1380

این سریال درباره زندگی استاد “رحمان نجار” است که دارای ۵ فرزند پسر است.او به همراه همسرش سعی بر این دارند این ۵ فرزند را به خوبی تربیت کنند اما ناگهان مادر خانواده دچار ایست قلبی می‌شود و این خانواده را تنها می‌گذارد.پس از فوت مادر خانواده،این ۵ پسر باید علاوه بر کارهای بیرون به امورات خانه هم رسیدگی کنند….

دوران سرکشی 1380

این سریال درباره دختری به‎نام محبوبه (عاطفه نوری) است که در پی بدرفتاری پدرش، از خانه فرار می‎کند. این دختر 16ساله، ویژگی‎های شخصیتی عجیبی دارد؛ او در باندهای مختلف تبهکاری حضور داشته و وقتی توسط پلیس دستگیر می شود، با یک باند مواد مخدر در ارتباط بوده‎است. با آغاز بازجویی از وی، حنانه (لادن مستوفی)، یکی از مددکاران اجتماعی، تصمیم می‎گیرد به نزد استاد خود برود تا از او درباره برخورد با این دختر راهنمایی بگیرد...

بازی مهره سفید 1387

یوسف دانشجویی است که به دنبال استاد راهنمایش است. او در پی رفت و آمد به دفتر استاد راهنما نسبت به منشی دفتر استاد احساس دلبستگی می‌کند.

در ادامه با بمب‌گذاری در شهر و کشته شدن عده‌ای، ربیع که یک مامور اطلاعاتی است با همکاری عباس درصدد دستگیری گروه‌های مسبب ماجرا برمی‌آیند این درحالی است که پیش از این دوستان صمیمی ربیع نیز ترور شده‌اند و…

این راهش نیست 1382

کشاورز نمونه روستایی به نام فریدون، علاقه‌مند کار مطالعه و تحقیق و پیوند انواع گیاهان است. او نمی‌خواهد زن بگیرد و معتقد است ازدواج برای دانشمندان ضرر دارد. دایی او رئیس شورای روستاست. او مرد مقتدر و با ابهتی است که دوست دارد دخترش با فریدون ازدواج کند. اما فریدون دوست ندارد این ازدواج سر بگیرد و از سویی توان مقابله با دایی‌اش را هم ندارد. سرانجام تصمیم می‌گیرد از روستا فرار کند تا دایی‌اش نتواند فکرش را عملی کند به همین دلیل به تهران می‌آید اما در همان ابتدای کار شیفته دختری می‌شود.