برچسب علی گلبهاران

آواز در خواب 1396

فتحی صاحب فروشگاه عتیقه فروشی، فردی بسیار خسیس است. او روح شریکش را در خواب می بیند که او را متوجه گذشته، حال و آینده اش می کند. فتحی از خواب بیدار می شود و آدم دیگری می شود و …

فصل ماهی سفید 1398

«فصل ماهی سفید» داستان یک خانواده ایرانی را روایت می‌کند که با مشکلات متعددی مواجه هستند. آن‌ها برای حل این مشکلات به روش‌هایی متوسل می‌شوند که پایان مشخصی ندارد.

تیغ و ترنج 1392

نسرین افضل دختر شجاع و جسوری است که در مقطع دبیرستان مشغول به تحصیل است. زمان سلطنت شاه و کشف حجاب است و در مدرسه خفقان شدیدی حاکم است. نسرین به همراه دوستانش در مدرسه فعالیت های انقلابی دارند و بارها تا مرز به دام افتادن به دست ساواک پیش میرود. پس از پیروزی انقلاب نسرین وارد گروه جهاد سازندگی می شود. او در آنجا با پیرزنی به نام بی بی که نابیناست و درانتظار بازگشت پسرش است مواجه می شود. بی بی زن بسیار سرسختی است و نسرین به سختی در پیله ی تنهایی او نفوذ می کند و....

زمانی برای عاشقی 1392

این مجموعه به موضوعاتی مانند ساخت ابزار عزاداری سیدالشهداء و تعزیه‌خوانی می‌پردازد. حاج مرتضی (فرهاد قائمیان)، بازاری خوشنام و اهل خدای است که یک اتفاق ناخواسته زندگی او را از این رو به آن رو می‌کند. او تصمیم می‌گیرد به حال و هوا سال‌های خوش گذشته خود، بازگردد.

زمستان گرم 1393

مهندس جوانی که در کودکی مادرش را از دست داده تصورش این است که توسلات دینی و خانواده اش در شفای مادرش نقشی نداشته، تعلقات دینی و مذهبی اش رنگ می‌بازد اما با اتفاقاتی که برای او و همسرش می‌افتد، توسل دوباره به حسین‌ابن‌علی اعتقاد پیدا می‌کند و…

آسپرین 1394

نیما در اتاقی غریب به هوش می آید بدون اینکه از خود و گذشته چیزی به یاد بیاورد و تنها امید او پزشکی است که سعی دارد به او کمک کند و این موضوع باعث می شود...

شهرزاد 1394

شهرزاد (ترانه علیدوستی) دانشجوی پزشکی و فرهاد (مصطفی زمانی) دانشجوی ادبیات و روزنامه‌نگار عاشق هم هستند و می‌خواهند با هم ازدواج کنند. داستان در سال ۱۳۳۲ و زمامداری دکتر مصدق اتفاق می‌افتد. پدران این دو از افراد گوش‌به‌فرمان شخصی متنفذ به نام بزرگ‌آقا (علی نصیریان) هستند. تحولات ۲۸ مرداد، فرهاد را که روزنامه‌نگار و از طرفداران پر و پا قرص مصدق است، به دلیل اتهام به قتل و توطئه علیه سلطنت به پای چوبهٔ دار می‌کشد، اما بزرگ‌آقا او را نجات می‌دهد. پس از آن ماجرا که دیگر فرهاد کمی از وحشت‌زدگی‌اش کم شده تصمیم می‌گیرند مراسم عروسی بگیرند. همه خوشحال‌اند به‌جز پدر شهرزاد (محمود پاک‌نیت) که میلی به این ازدواج ندارد. از آن طرف، بزرگ‌آقا دختری به نام شیرین (پریناز ایزدیار) دارد که با پسرعموی خود، قباد (شهاب حسینی) ازدواج کرده‌است. قباد که هیچ میلی به این دختر بدزبان و مغرور ندارد، چون او عاشقش است، به‌خاطر پدر قدرتمندش بزرگ‌آقا که عمویش می‌شود سکوت می‌کند و مجبور می‌شود بسوزد و بسازد.

قباد و شیرین بچه‌دار نمی‌شوند و دائم بر سر اینکه چه کسی مشکل دارد و بچه‌دار نمی‌شود با هم دعوا می‌کنند. بزرگ‌آقا که دیگر از آن‌ها بسیار خسته شده و احتیاج به وارث دارد، تصمیم می‌گیرد برای دامادش قباد زن بگیرد تا ببیند مشکل از کیست؛ و پس از خود وارثی داشته باشد.