گاندو 2 1399
این سریال دربارهٔ اشخاص دو تابعیتی و جاسوس در وزارت امور خارجه ایران و گروه مذاکره کننده هسته ای است. همچنین در این فیلم از حوادث رخ داده در انتقال یکی از وزرای کشور خارجی پرده برداری شد.
این سریال دربارهٔ اشخاص دو تابعیتی و جاسوس در وزارت امور خارجه ایران و گروه مذاکره کننده هسته ای است. همچنین در این فیلم از حوادث رخ داده در انتقال یکی از وزرای کشور خارجی پرده برداری شد.
این مجموعه تلویزیونی کمدی-تاریخی که مربوط به دهههای ۱۳۵۰ و ۱۳۶۰ خورشیدی است، داستان مردی را به تصویر میکشد که به دنبال زیرخاکی میگردد. او در طی داستان درگیر مسائلی همچون؛ دستگیری به جرم پخش اعلامیه ضد شاه، کمک به برادرش در تعمیر موشک ارتش و… میشود. جالب است که در همه ی این موارد او از ماجراهایی که پیرامون تحولات ایران رخ می دهد بیخبر و بی اطلاع و مشغول به کار خودش است.
یاور چلویی مدیریت رستورانی دارد که پسرش در آن مشغول به کار میباشد. پسرش دست به ازدواج دوم زده و بین او و پدرش در این زمینه اختلافاتی رخ میدهد. شاه میز رفیق صمیمی یاور در دانشگاهی که سرایدار آن میباشد به قتل میرسد. یاور پسر خود را مظنون در این کار میداند...
سیاوش ساقی (میلاد کیمرام)، کشتیگیر و قهرمان جهان است و نامزدش مرجان، نیاز به عمل پیوند کبد دارد. سیاوش به دلیل ناتوانی مالی در پرداخت هزینههای عمل پیش نصرت (رضا کیانیان) که یکی از میلیاردرها محسوب میشود میرود اما نصرت در ازای دادن پول از سیاوش میخواهد تا با مارال(ترلان پروانه)، دخترش عقد کند.
قصه و سناریو این سریال، در دهه شصت و سال ۶۹ و پیرامون شخصیت نساء (شبنم قلیخانی) میباشد، نساء کارگر زوجی به نامهای مینو و امیرعلی در شیراز است و در پی فرار کردن نساء از دست شوهرش برای نفروختن بچه اش، همراه با این زوج راهی یک سفر میشود، که همین سفر، خود، شروع ماجراهای این سریال است، در ادامه داستان زندگی نسا، دروغ وارد زندگی او میشود و همان دروغ، موجب دروغ گفتنهای بعدی او و آغاز ماجراهای جدیدی برای او میشود
وحید(حمیدرضاآذرنگ)با خبر میشود که همسرش بدون اجازه او پسر چهار ساله شان را برای جراحی قلب به تهران آورده. او بی وقت به همراه برادرش سعید خودش را به تهران میرساند و این آغاز بحران پیچیده ای بین آنهاست.
داستان فیلم در سال ۱۳۹۲ اتفاق افتادهاست و با فضایی مدرن آغاز میشود. مهرداد پرهام (سیامک انصاری) یک وکیل دادگستری است که به تنهایی در شمال شهر تهران زندگی میکند. نامزد او (آزاده صمدی) در فرانسه مشغول تحصیل است و او باید برای پرداخت قسط بانکی تا راس ساعت ۵ خود را به شعبه بانک برساند تا خانهاش را از مصادره شدن توسط بانک نجات دهد.
در این میان اتفاقات زیادی برای او میافتد که روند داستان را شکل میدهد و هر کدام نشانگر معضلات اجتماعی و ناهنجاریهایی است که هر روزه ما با آنها سر و کار داریم و شاید برایمان عادی شدهاست. از حضور و هجمه مردم در مترو برای سوار شدن تا شرایط نامساعد سفرهای درونشهری و بیمارستانهای کشور.
فیلم داستان زندگی زن و شوهری است به نام فرهاد و هاله (با بازی ساعد سهیلی و ساره بیات) که به همراه فرزند خردسالشان (امیر) به تازگی به یکی از شهرکهای تازه تأسیس اطراف تهران نقل مکان کردهاند و به واسطه زندگی در این محله روال زندگیشان دستخوش تغییراتی میشود. شروع فیلم با سکانس گم شدن امیر در تپههای اطراف منزل شروع میشود، که پس از پیدا شدن، رفتارش کمی تغییر کرده است؛ شبادراریهایش بیشتر شده و دچار حالت تهوع و دلدرد میشود. با پچپچهایی که امیر با پدرش میکند او (فرهاد) را به شک میاندازد و پس از باخبر شدن هاله از ماجرا، آشفتگی شخصیتهای داستان و پیچدگی ماجرا بیشتر میشود.