گل قاصد (نمایش) 1402
شانزده سال پیش از میلاد مسیح زمانی که مردم منتظرند تا مسیحای موعود متولد شود، فرزند عمران دختر میشود و مادرش نام کودک را مریم انتخاب میکند و چون پیش از تولد عهد بسته که او را تا زمان بلوغ به خدمت در معبد مقدس بگمارد، به معبد میرود، اما تا به حال پای دختری به معبد باز نشده. زکریا تلاش میکند که با تمامی مخالفتهای روحانیان یهودی مریم در معبد بماند و کمکم با وجود الهامات به مریم، مردم به سوی او جلب میشوند. اما بعد از یک اتفاق مریم از معبد رانده میشود. در همان موقع با خواست خداوندی مریم باردار میشود و همین موضوع سوء ظن مردم را برمیانگیزد. هرود که از تولد کودک احساس ناامنی میکند دستور قتل نوزاد را میدهد، اما نوزاد به دنیا میآید و با صحبت کردن در گهواره همه را مبهوت میکند.
آغاز جنگ همراه ميشود با تولد دختر بچهاي که در هنگام فوت کردن کيک تولد بمب بر سرش ميبارد و پدر و مادر از دست ميدهد. او قلندر وار سر ميتراشد و هويت عوض ميکند اما تحمل مسايل جنگ زدگي از او خانمي ميسازد کامل ، بزرگ و ماندني.
مسلم در شهري شلوغ، غريب و بي كس مانده، زخمي برجگر دارد و غمي در دل و انتظاري تلخ در چشم ... كه اين فراق دردناك كي به پايان مي رسد؟ ... مسلم پس از آموختن رسم عاشقي فراقش به وصال مي انجامد.