برچسب علی نوری

به وقت شام 1396

حسن و علی، پدر و پسر خلبانی هستند که مأموریت ویژه آن‌ها به پرواز درآوردن یک هواپیمای ایلوشین در تَدمُر به سمت دمشق است. آن‌ها باید مردم تحت ظلم داعش را به وسیله این پرواز نجات دهند اما در این راه مشکلات زیادی در انتظار آنها است....

آواز گنجشک ها 1386

این فیلم به داستان مرد ساده و میانسالی به نام کریم می‌پردازد. وی در یک مزرعه پرورش حیوانات کار می‌کند و شیفته شترمرغهاست و ارتباط روانی و عاطفی با آن‌ها برقرار کرده‌است. برحسب اتفاق یکی از شترمرغها از مزرعه فرار می‌کند. کریم چند روزی جستجو می‌کند، اما موفق به یافتنش نمی‌شود و در نتیجه از کار اخراج می‌شود. این بهانه‌ای می‌شود که برای اولین بار به شهر برود. در شهر از طریق مسافرکشی با موتورسیکلت امرار معاش می‌کند. در شهر با حوادث زیادی روبرو می‌شود و تجارب زیادی پیدا می‌کند. در کوران این حوادث، شاهد تحول کریم هستیم.

دموکراسی تو روز روشن 1388

سردار امير ستوده از سرداران هشت سال دفاع مقدس است که در سازمان تحقيق و تفحص در امور شهدا مشغول به‎كار است. سردار امیر ستوده در تصور خانواده و مردم یکی از شخصیت‌های بی ریا، متعهد، مومن، به‌دور از تجملات دنیا است که بعد از جنگ خالص باقی مانده و به خاطر خالص بودنش هنوز در خانه استیجاری زندگی می کند و چیز از خود ندارد.

او دارای یک دختر به نام زهرا است، که به پدر خود ایراد مي‌گيرد، "چرا با آنکه خودت پای برگه عالم و آدم را براي در خواست وام امضا می کنی، خودمان نمی توانیم وامی را بگیریم و از استیجاری بودن منزل نجات پیدا کنیم" که با توجیهات همیشگی پدر مواجه می شود. امیر ستوده همچنین دارای پسری است که توجه زیادی به پدر خود ندارد و همیشه مورد سرزنش پدر بابت موهای بلند و ظاهری غیر موجه است.

برلین 7- 1390

داستان این فیلم به چند مهاجر كه عواقب جنگ و حمله به عراق آنها را به دنبال جايي براي زنده ماندن مي كشاند می پردازد. عاطف همراه دختر و پسر بيمارش به برلين مي رسند؛ جايي كه خطري زندگي‌شان را تهديد نمي كند اما متوجه مي شوند كه همه زندگي زنده ماندن نيست.

درباره الی 1387

سه روز تعطيل است و چند خانواده جوان براي تفريح راهي شمال اند. آنها دانشجويان سابق دانشكده حقوق هستند. سپيده و همسرش امير يك دختر خردسال دارند. شهره و همسرش با دو فرزند خردسال شان هستند كه يكي از آنها آرش است. نازي و منوچهر نيز تازه ازدواج كرده اند. احمد نيز كه سالها در آلمان اقامت داشته و به تازگي از همسر آلماني اش جدا شده همراه آنهاست؛ به اضافه دختري به نام الي كه به دعوت سپيده همسفر اين گروه شده است. الي مربي مهد كودك دختر سپيده است و قصد سپيده از اين دعوت، آشنا كردن او با احمد به نيت ازدواج احتمالي آنهاست. آنها به ويلايي مي رسند كه سپيده از تهران رزرو كرده اما زن روستايي متولي آنجا مي گويد كه فقط يك شب مي توانند در ويلا بمانند، چون صاحب ويلا خواهد آمد و اين را پيشاپيش به سپيده نيز گفته بوده اما سپيده راستش را به جمع نگفته تا سفر به هم نخورد. در نهايت پيرزن ويلايي نيمه متروك را در ساحل در اختيار آنان مي گذارد كه فاقد بسياري امكانات از جمله تلفن است و به دليل آنتن ندادن موبايل آنها مجبورند چند بار براي تماس تلفني به خانه همان زن روستايي بروند. سپيده به دروغ به آن زن مي گويد كه احمد و الي تازه ازدواج كرده اند و به ماه عسل آمده اند. سرانجام و به اجبار، آنان با سرخوشي همان ويلا را آماده اقامت چند روزه شان مي كنند. الي هم به رغم حضور در ميان جمع،‌كم حرف تر است و در عين حال شاهد نگاه عاطفي احمد به او هستيم و الي هم بي ميل نيست. الي در تماس با مادر بيمار و پيرش در تهران اصرار دارد كه كسي نفهمد او به شمال آمده و قول مي دهد كه فردا برگردد. ضمن اينكه به مادرش هم مي گويد با همكارانش است. صبح فردا، الي قصد بازگشت به تهران را دارد اما...

معبد جان 1387

در روستایی عده ای شیاد با مقدس جلوه دادن درختی قصد دارند اهالی روستا را فریب دهند.خلیل تبر بر دوش به معرکه وارد می شود اما...