برچسب علی نادربیگی

احتمال باران اسیدی 1393

داستان درباره مرد سالخورده‌اي بنام منفرد است كه سالهاست تنها زندگي مي‌كند و بازنشسته است. او به شدت با تنهايي و روزمرگي خود در كشمكش است و تلاشش براي بازگشت به شغل سابقش فايده اي ندارد تا اينكه روزي تصميم مي‌گيرد به شهر بيايد و دوست قديمي خود را كه حدود 30سال است او را نديده پيدا كند. منفرد در يك هتل اقامت مي‌كند و در آنجا با يك دختر آشنا مي شود و اين ارتباط در ادامه منجر به يك دوستي جديد و استحاله منفرد در نگاه به زندگي مي شود.

طلا 1397

چند جوان براي رسيدن به درآمد بيشتر به فکر راه اندازي رستوراني با منوي سوپ مي افتند. يکي از آنها که به دليل مشکلات فراوان مالي قادر به سرمايه گزاري نيست، از طرفي دختر برادر خردسالش طلا نيز به بيماري پرخرجي مبتلاست. جوان به تشويق دوست دخترش دريا براي رفع قرضهايي که دارد به گاوصندوق پدر دريا دستبرد ميزند و با اينکار صاحب مغازه سکته ميکند. جوان با دلارهاي دزديده شده سعي دارد طلا را از مرز خارج کند و او را درمان کند...

پرویز 1391

پرويز مردي ست پنجاه ساله که هميشه با پدرش در شهرکي آرام زندگي کرده. وقتي پدر پرويز، که تصميم به ازدواج گرفته از او مي خواهد خانه را ترک کند، پرويز ناگهان خود را در جهاني جديد و بيگانه مي يابد. او تصميم مي گيرد به پدر و اهالي شهرک نشان دهد که نمي توانند به اين آساني او را از زندگي شان حذف کنند.