یکی از ما 1403
این مجموعه به داستان زندگی روحانیونی میپردازد که با حضور فعال در دل مناطق مختلف کشور، تحولات شگرفی در زندگی مردم محل ایجاد کردهاند.
این مجموعه به داستان زندگی روحانیونی میپردازد که با حضور فعال در دل مناطق مختلف کشور، تحولات شگرفی در زندگی مردم محل ایجاد کردهاند.
طوبی پیرزنی شیعه و ایرانی الاصل و اهل بصره، که بعد از سالها بیخبری از فرزند مفقودالاثرش حسن، تصمیم میگیرد پای پیاده به کربلا برود و از امامحسین (ع) کسب تکلیف کند.
پرویز و ملیحه زن و شوهری هستند که در موزهای در تهران کار میکنند. یک شب که این زوج مشغول انجام وظایف خود هستند، اتفاق غیرمنتظرهای میافتد که آنها را سر یک دوراهی قرار داده و میتواند زندگیشان را برای همیشه تغییر دهد…
«هاتف» و «حاتم» دو برادر از یک خانواده سرشناس ساکن سیاهرود هستند. حاتم پسر ارشد خانواده دلداده پرستار بچهاش، «مارال» است. در حالی که هنوز ابهامات زیادی در رابطه با سرنوشت زن سابقش در میان اهالی سیاهرود وجود دارد. مارال میفهمد جان برادرش در خطر است. حاتم در پی کمک به مارال و پیگیری ماجرا متوجه میشود داستان برادر او به برادر کوچک خودش هاتف که چند سالی است به تهران مهاجرت کرده، گره خورده است. با بازگشت هاتف به سیاهرود، دو برادر درگیر موقعیت پیچیده عاشقانهای میشوند كه خروج از آن ممكن است آنها را تا مرزهای غریبی از عشق و نفرت بكشاند...
سه شنبه اونقدر هوا سرد شده بود که هم مجبور بودم لباس زمستونی ام رو در بیارم، هم کولر رو خاموش کنم. اونا رو وقتی می پوشیدم که دیگه دوست نداشتم کسی رو ببینم.