برچسب علی مردانی

آقای زالو 1404

در دوران پس از پیروزی انقلاب و سال‌های جنگ روایت می‌شود. داستان دربارهٔ پسر جوانی به نام منوچهر جنت‌مکان (با بازی امین حیایی) و دوست گرمابه و گلستانش جمشید (با بازی هادی کاظمی) است. پدر جمشید که آشپز دربار شاه بوده پس از پیروزی انقلاب در زیرزمین خانه‌اش به تهیه مسکرات مشغول است و آن را توسط جمشید و منوچهر به دست مشتریانش می‌رساند. یک روز که منوچهر مشغول رساندن جنس به مشتری است توسط مأموران کمیته دستگیر می‌شود و به زندان می‌رود؛ محمد برادر منوچهر هم که سودای رفتن به جبهه در سر دارد اما او را به خاطر سن کمش به جبهه اعزام نمی‌کنند با عوض کردن شناسنامه خودش و برادرش منوچهر، راهی جبهه می‌شود؛ سال‌ها بعد منوچهر از زندان آزاد می‌شود و در مسیر تازه‌ای قرار می‌گیرد.

دلتا ایکس 1393

این فیلم ماجرای دو خانواده است که به شمال کشور سفر می‌کنند و با ورود غیرمنتظره یک خانواده دیگر به جمع درگیر اتفاقاتی می‌شود.

آدم باش 1393

داستان مردي را روايت مي کند که در برقراري ارتباط با آدم ها دچار مشکل است و در عوض تعامل بسيار خوبي با حيوانات دارد. او سال ها دور از ايران زندگي کرده و حالا که بازگشته احساس مي کند هيچ يک از مردم را نمي شناسد.

سارا و آیدا 1395

سارا و آیدا دوستانی صمیمی‌هستند که در یک شرکت اقتصادی باهم همکار هستند. مادر سارا معلمی‌ بازنشسته است که به دلیل ضمانت چک برگشتی میثاق (فرزند دیگرش و برادر سارا) به زندان می‌افتد. در این بین سارا درصدد آزادی مادرش است. او به واسطه سعید (نامزد آیدا) که جوانی متمول است مادر را از زندان آزاد می‌کند اما درعوض با پیشنهاد سعید برای سرقت برخی از مدارک مناقصه از شرکتی که درآن کار می‌کند روبرو می‌شود…

سال دوم دانشکده من 1396

مهتاب (سها نیاستی) و آوا (فرشته ارسطویی) دانشجویان سال دوم دانشکده معماری هستند که به اتفاق تعدادی دیگر از همکلاسی‌هایشان برای یک سفر چند روزه دانشجویی از تهران به اصفهان می‌روند. در اصفهان آوا خونریزی مغزی می‌کند و به بیمارستان منتقل می‌شود. در آنجا مهتاب به علی (دوست پسر آوا) زنگ می‌زند که به اصفهان بیاید و ....

تخته گاز 1397

«سیلمان»، (سام درخشانی) مرد میانسالی است که همراه همسرش (الهام حمیدی) و دختر و پسر نوجوانش زندگی می کند. سلیمان سرد مزاج است و گویا روابط گرم زناشویی بین او و همسرش برقرار نیست. همسرش شب ها در هال، روی کاناپه می خوابد و او روی تخت، در اتاق خواب. سلیمان در یک آژانس هواپیمایی کار می کند که در آن یکی از کارمندان (کامبیز دیرباز) عاشق یکی دیگر از کارمندان (لیلا اوتادی) شده و با جواب رد او رو به رو می شود. کامبیز دیرباز، عاشق شکست خورده متوجه می شود که اوتادی با رئیس شرکت (داریوش فرهنگ) دستش در یک کاسه است و به کمک سلیمان پی می برد که آقای رئیس در قاچاق دختران به دوبی نقش دارد. آنها برای خنثی کردن این نقشه ی زشت، وارد عمل شده و متوجه می شوند که اشتباه کرده اند و داریوش فرهنگ یک وطن پرست دو آتشه است که مرد عرب را در آب انداخته و اسکانس ها را هم به آب می سپارد. سلیمان و همکارش خوشحال از این پیروزی، آقای رئیس را بغل می کنند. روز بعد سلیمان و همسرش در لباس عروس و داماد (؟؟؟ بعد از سالها زندگی مشترک) در آژانس هواپیمایی حاضر شده و داریوش فرهنگ هم از پیش خود برای لیلا اوتادی و کامبیز دیرباز حلقه خریده و دست آنها می کند و قصه تمام می شود.

مردانی: اساتید بسیجی در تربیت معنوی دانشجویان و تقویت امید و خودباوری، نقش اساسی ایفا می‌کنند

رئیس بسیج اساتید کشور با اشاره به نقش کلیدی اساتید بسیجی گفت: این اساتید نه‌تن‌ها در عرصه آموزشی، بلکه در تربیت معنوی دانشجویان و تقویت امید و خودباوری، نقش اساسی ایفا می‌کنند.