برچسب علی لادن

صددام 1403

فیلم صد دام درباره مردی است که به دلیل شباهت با صدام حسین یکی از بدل‌های صدام است و قرار می‌شود در تهران عملیاتی را اجرا کند…

جان سخت 1403

جان‌سخت داستان دوستانی را روایت می‌کند که با هم مشکلاتی دارند و حضور آن‌ها در یک تور کویری باعث می‌شود تا اختلافات گذشته‌شان دوباره آشکار شود.

سال گربه 1402

داستان فیلم "سال گربه" با محوریت مردی به نام جهانگیر (بهرام افشاری) روایت می‌شود که در سال گربه متولد شده و نحسی این سال که هر ۱۲ سال یک بار اتفاق می‌افتد، باعث ایجاد دردسر برای اطرافیانش می‌شود. به‌علاوه اینکه او علاقه عجیبی هم به شهرت دارد و برای مشهور شدن، حاضر است دست به هر کاری بزند.

قلب رقه 1402

داستان این فیلم یک عاشقانه در دل التهاب را روایت می‌کند. رضا (شهرام حقیقت دوست) یک ایرانی در بین اعضای گروهک تروریستی داعش است که مسئولیت رسانه این گروه را برعهده دارد. او در پی جست و جو دربارهٔ یک ایرانی اسیر توسط داعش، با همسر خود (شادی مختاری) که گمان می‌کرد کشته شده است رو به رو می‌شود.

سرکوب 1397

سرکوب داستان یک روز از یک خانواده می‌باشد. مادر خانواده (رؤیا افشار) به دلیل مشکل آلزایمر تحت مراقبت توسط یک پرستار (باران کوثری) می‌باشد. پدر خانواده همواره به آزار اذیت جسمی و روحی مادر و سه دختر می‌پرداخته و مدتی است که از خانه رفته‌است. دختر بزرگتر (الهام کردا) یک فرزند مبتلا به اوتیسم دارد. دختر وسط (سارا بهرامی مدتی است با یک مرد دوست شده‌است که بعد از چند هفته متوجه می‌شود که این مرد همانند پدرش به آزار و اذیت جسمی و روحی وی می‌پردازد. دختر کوچکتر (پردیس احمدیه) یک دختر دانشجو می‌باشد که کودکی پرتنشی را به همراه پدرش گذرانده‌است. در فیلم شاهد شنیدن خبر مرگ پدر خانواده می‌باشیم اما هیچ‌یک از اعضای خانواده حاضر به رفتن برای شناسایی جسد نمی‌باشند.

شکستن همزمان بیست استخوان 1397

عظيم يه پناهنده افغان در تهران است که شب ها در شهرداري تهران کار مي کند. به عنوان برادر بزرگ خانواده، او به مادرش، برادرش فاروق و خانواده او کمک مي کند تا به صورت قاچاقي وارد آلمان شوند. اما در لحظه آخر فاروق در کمال شرمساري به او مي گويد قصد بردن مادرشان را ندارد. عظيم تصادفا متوجه مي شود که مادرشان نا 2 ماه ديگر از دنيامي رود و نيازمند پيوند است.در حالي که به دنبال عضو پيوندي براي مادرش است متوجه مي شود که ايراني ها به فرد خارجي از لحاظ قانوني نمي توانند عضو اهدا کنند و تنها فرد مناسب براي اين کار خودش است. حالا بايد بين جان خودش و مادرش يکي را انتخاب کند...

مسخره باز 1397

دانش در يک سلماني مشغول به کار است و روياي بازيگري دارد، او براي نزديک شدن به يک گريمور تئاتر شبها زنان گدا را به سلماني ميکشاند و پس از چيدن موهايشان آنها را به قتل ميرساند و روز بعد موهاي زنانه را به گريمور مي فروشد. بخش قابل توجهي از داستان در ذهن دانش ميگذرد و جهان فانتزي او را براي مخاطب ترسيم ميکند.

زهرمار 1397

زهر مار یک مداح و حاج آقای مذهبی را در کنار یک بدکاره مواد فروش می‌گذارد و داستان این دو نفر را به نوعی به هم گره می‌زند. تماشاگر هم قرار است با این موقعیت کمدی (به قول فیلمنامه نویس کار!) هم بخندد و هم درس اخلاق یاد بگیرد. مداح که حاج حشمت نام دارد، به تازگی همسر خود را از دست داده و در یک تکیه بزرگ کار می‌کند. او به اصرار اهالی محل و یکی دو تن از بانفوذهای دور و برش، برای کاندیداتوری شورای شهر کاندید می‌شود و همین موضوع باعث می‌شود که یک دوست قدیمی به اسم رهی او را پیدا کرده و با خاطرات بار دیگر زنده شوند.