رویا طبقه پایین 1399
مریم دانشجوی رشته سینماست که در اصفهان تحصیل می کند. او خود را برای سفری آماده می کند اما ناخواسته در برابر اتفاقی قرار می گیرد که جهانبینی او را عوض می کند.
مریم دانشجوی رشته سینماست که در اصفهان تحصیل می کند. او خود را برای سفری آماده می کند اما ناخواسته در برابر اتفاقی قرار می گیرد که جهانبینی او را عوض می کند.
فرهاد، رها و سارا دوستانی هستند که در حال تحصیل در دانشگاه میباشند. رها و فرهاد با هم ازدواج میکنند. پس از یکسال رها باردار میشود و۰۰۰
فرشتگان بی بال روایت داستان زندگی خانواده ي حاج فتاح معتمد محل اسـت کـه پسرش نیما یک تعمیرگاه اتومبیل دارد و دخترش نیره دکتر اسـت. لیلا دوست نیره کـه او هم دکتر اسـت نامزد نیما اسـت. نیکان پسر یکی از دوستان قدیمی حاج فتاح کـه سال ها در کشور آلمان زندگی کرده، برای فروش خانه پدری اش بـه ایران آمده اسـت کـه ویروس کرونا باعث میشود بازگشتش بـه تعویق بیفتد و…
این سریال در ژانر ترسناک بوده و در فصل اول آن 10 قسمت داشته و هر قسمت داستان و بازیگران جداگانه ای دارد.
قسمت اول: بت چین
قسمت دوم: نون و پنیر آوردیم
قسمت سوم: هورلا هورلا
قسمت چهارم: عروسک مفت
قسمت پنجم: همه چی تمام
قسمت ششم: جان جامد
قسمت هفتم: گوشه نشینان
قسمت هشتم: ویو ابدی
قسمت نهم: صدا دزد
قسمت پایانی(دهم):غراب دره
یدالله (فرهاد اصلانی) در یک تیمارستان کار میکند و به تازگی بخاطر فوت همسرش تنها شدهاست.در همین حال دلارام (نورگل یشیلچای) که در تیمارستان بستری است برای دیدن فرزندش از یدالله کمک میخواهد. یدالله یک سال است زنش را از دست داده و حالا غمگین است. او شبها در خانه بزرگ و قدیمیاش تنهاست تا این که اتفاق جدیدی برایش رخ میدهد ان زن که مرده است پیر مرد تا جلوی در میاید زنش را جن میبرد
همسر رضا (فاطی) بدنبال طلاق گرفتن از اوست. آنها برای طلاق خود پیش یک قاضی می روند و در تلاشند تا نشان دهند که تفاوت های غیرقابل انکاری با یکدیگر دارند. در انتها فاطی فقط باید ثابت کند که باردار نیست تا حکم طلاق جاری شود.پس از 9 سال زندگی مشترک رضا بشدت احساس تنهایی می کند و مسیر خود را گم کرده است. بذر تردید توسط قاضی در فکر رضا کاشته می شود که به آنها اعلام میکند " طبق قوانین اسلامی ، زوجین سه ماه و ده روز فرصت دارند برای تغییر نظر و ابطال حکم طلاق وقت دارند". فاطی حتی نمی داند چرا می خواهد رضا را ترک کند. او فکر می کند که رضا دیگر برای او جذاب نیست.
رضا با دلشکستگی در ساعات پایانی شب به کافه ای می رود. آنجا خدمتکار جوانی را در حال گریه می بیند و سعی می کند تا با او آشنا شود اما بعد متوجه می شود که آن دختر صاحب کافه است. ویولت (ستاره پسیانی) با اینکه با رضا اختلاف سلیقه دارد (او تفریحات خارج از محیط های بسته دوست دارد اما رضا از پیاده روی و ماهی گیری متنفر است) اما قبول می کند که دوباره او را ملاقات کند. آنها با هم وارد یک رابطه ی احساسی می شوند. دقیقا زمانی که رضا آماده می شود تا ویولت را به منزل خویش دعوت کند ، سر و کله ی فاطی پیدا می شود و رضا به شکل غیرمحترمانه ای ویولت را رد می کند.
در پایان فیلم رضا زن سومی (نسیم میرزاده) را تحت شرایطی عجیب ملاقات میکند.آنها با هم در حال اسب سواری هستند که ناگهان رضا مریض شده و او رضا را به بیمارستان می برد. او ابتدا بنظر می رسد که مُرده است اما توسط یک شاهزاده ی زیبا به زندگی بازگشته و شاید همین راهی برای ادامه نسل او باشد.