برچسب علی غفاری

بچه مهندس 3 1399

«جواد جوادی» در این فصل پا به دانشگاه امیر کبیر می‌گذارد. در همان بدو ورود طی اتفاق غیر مترقبه ای با مسعود و سپس قاسم که از اهالی بیرجند است آشنا می‌شود. گرچه دوستی جواد با این دو کمی دچار چالش بوده اما رفته رفته با یکدیگر رفیق می‌شوند. هر سه دوست با هم پیمان می‌بندند که با سخت کوشی و تحصیل، نخبه شده و به راحتی جذب دانشگاه پورتلند آمریکا که محل سکونت مژگان عباسی است بشوند. آنها در مقطع فوق لیسانس برای آزمایش پروژه خود وارد حریم ممنوعه شده و برایشان مشکلات عدیده امنیتی پیش می‌آورد. مشکلاتی که موجب می‌شود جواد به آینده اش و رسیدن به پورتلند نگران شود. در ادامه ماجرا خطرهای زیادتری دامن جواد و مسعود و قاسم را می‌گیرد. آنها در این فصل برای رهایی از موانع به نوبه خود اقدام می‌کنند. تیم جهت برای رسیدن به هدف بزرگشان در چند جبهه می‌جنگند. جنگ با رقبای دانشگاه، درگیری با بازار کار و تبعیض‌ها، جنگ برای اثبات خود به مدیران و مسئولین و صاحب صنایع، مرافعه با رئیس سخت گیر و مقرراتی دانشگاه آقای توفیقی، تلاش برای برطرف کردن سوءظنی که سرگرد خوشنام به آنها دارد باعث شده تا این فصل با فراز و فرودهای متعددی مواجه شود. به‌خصوص در میانه نبرد هر سه دوست درگیر مسائل عاطفی هستند یا می‌شوند که راه را برای رسیدن به پورتلند دشوارتر می‌کند… در پایان داستان، جواد از رفتن به پورتلند و ازدواج با مژگان منصرف می‌شود و تصمیم می‌گیرد با مرضیه، همکار و هم دانشگاهی اش، دختر دکتر توفیقی ازدواج کند.

تک تیرانداز 1399

فیلم سینمایی تک تیرانداز روایتی از زندگی شهید عبدالرسول زرین است. او بزرگ‌ترین تک‌تیرانداز جنگ‌های معاصر است. شهید زرین از ۷۰۰ تا ۳۰۰۰ شلیک موفق داشته است و ویژگی اش نسبت به تک تیراندازهای جهان این است که بیش از اینکه به شلیک‌های موفقش افتخار کرده باشد به انسان‌های که به آنها شلیک نکرده است می‌بالد. همچنین این فیلم برخلاف فیلم «تک تیرانداز آمریکایی»، وجهه عرفانی و معرفتی تک‌تیرانداز ایرانی را به تصویر می‌کشد.

شاهرگ 1376

در سال هاي پيش از انقلاب، تعدادي از قاچاقچيان دستگير مي شوند و مواد مخدر به دست آمده به جاي سوزانده شدن در زير خاك جاسازي مي شود. نقشه محل دفن مواد مخدر در چهار قسمت بين تيمسار عضدي و سه تن ديگر از دست اندركاران رژيم تقسيم مي شود، تا هيچ يك از آن ها به تنهايي نتواند به مواد مخدر دسترسي پيدا كند. تيمسار عضدي كه پس از انقلاب از كشور گريخته، براي يافتن سه تكه كامل كننده نقشه وارد كشور مي شود و يك قاچاقچي بين المللي اسلحه را نيز با خود مي آورد تا در ازاي تحويل مواد مخدر از او اسلحه بگيرد. به دستور تيمسار، دستيارش گرگين دو نفراز صاحبان نقشه را مي كشد. براي يافتن صاحب تكه آخر نقشه كه يك عتيقه فروش است منصور جوان بي كاري كه از طريق يك معتاد به باند تيمسار عضدي معرفي شده، استخدام مي شود. منصور قبلاً شاگرد مرد عتيقه فروش بوده و به اتهام سرقت از صندوق مغازه به زندان رفته، اما با وساطت سرگرد فرزين آزاد شده تا از اين پس زندگي آرامي را در پيش گيرد. او به مغازه عتيقه فروش مي رود؛ ولي نه تنها نقشه را نمي يابد، بلكه با جسد عتيقه فروش نيز رو به رو مي شود. او عروسكي را كه حاوي نقشه است، ندانسته برمي دارد و براي دختر خردسالش به خانه مي برد. سرگرد فرزين كه به خانه منصور آمده، نقشه را داخل عروسك پيدا مي كند. اما از آن جا كه افراد تيمسار عضدي همسر و فرزند منصور را گروگان گرفته اند، كاري از او برنمي آيد. منصور به خانه تيمسار عضدي مي رود و خودش هم در آن جا گرفتار مي شود. به دستور سرگرد فرزين ـ كه مي خواهد تا پيدا كردن مواد مخدر صبر كند و براي دستگيري قاچاقيان اقدامي نكند ـ منصور تكه كامل كننده نقشه را به تيمسار عضدي مي دهد و براي جلب اعتماد او، با فشنگ مشقي به سرگرد فرزين شليك مي كند. تيمسار با افرادش به همراه منصور براي بيرون آوردن مواد مخدر و مبادله آن با اسلحه به محل اختفاي مواد مخدر مي روند. در حين مبادله، گرگين كه از خيانت منصور آگاه شده، ابتدا تيمسار عضدي را مجروح مي كند؛ اما هنگام شليك به منصور توسط سرگرد فرزين هدف قرار مي گيرد. ديگر افراد نيروي انتظامي نيز سر مي رسند و ماجرا با دستگيري قاچاقچيان به پايان مي رسد.

استرداد 1390

فيلم "استرداد" به موضوع قرامت جنگي مي‌پردازد که قرار بود توسط انگلستان امريکا و شوروي براي جنگ جهاني دوم به ايران داده شود و مربوط به مقطع زماني 1332 است. اين فيلم يک درام تاريخي درباره وقايع جنگ جهاني دوم و مسائلي است که پاي نيروهاي متحدين و متفقين را به ايران باز کرد و در آن به ماجراي پرداخت غرامت به ايران اشاره مي شود.

پایان دوم 1389

دختر جوانی در یک اتفاق غیر عادی ایمیلی دریافت میکند که تاریخ آن مربوط به دو سال پیش است، فرستنده ایمیل در همان تاریخ از دنیا رفته از طرفی او عاشق فرستنده ایمیل بوده و هر روز انتظارش را میکشد …

چراغ قرمز 1388

جواني به نام بهروز نيك بخت با مادرش زندگي مي كند. او دلبسته دختر خاله اش ستاره است اما پدر ستاره در نظر دارد دخترش را به عقد پسر برادر خودش احسان دربياورد. بهروز سر مزار پدرش مي رود تا با او درد دل كند. در اين ميان نيروهاي پليس يك قاتل حرفه اي را در بهشت زهرا دستگير مي كنند اما تلفن همراه قاتل تصادفاً به دست بهروز مي افتد. تلفن همراه زنگ مي خورد و مردي از بهروز مي خواهد تا فردي را بكشد و پولش را بگيرد. صداي پشت تلفن نشاني شخص را به بهروز مي دهد و بهروز متوجه مي شود زني به نام رؤيا جواهريان قرار است كشته شود. فرداي آن روز بهروز براي آنكه از ماجراي قتل اين زن مطلع شود خود را به شكل يك وكيل مدافع درمي آورد و...