برچسب علی عدالت دوست

بیا از گذشته حرف بزنیم (ره و رسم سفر) 1391

خانم باقی که به جای خازنه در سفر قبلی آنها را همراهی کرده، اصرار دارد که دوباره به سفر بروند هر روز با تعریف و توضیح درباره نقطه ای از ایران به سراغ آنها می آید بالاخره آن دو هم موافق می شوند اما روزگار به سمتی پیش می رود که هربار با هماهنگ شدن مقدمات کار، مانعی پیش می آید و... در این سفر آنها به شیراز سفر میکنند

گیلدخت 1398

این سریال حکایت گلنار و اسماعیل که در میان هیاهو و مهلکه قجری تارو پود دلشون با مهر و محبت هم بافته می‌شود قصه و غصه عاشق و معشوقیه که اگه صد دلیل برای رفتن داشته باشند یه بهونه برای موندن پیدا می کنن و…

بیا از گذشته حرف بزنیم (متولد سی ام اسفند ماه) 1391

داستان سه خانم مسن بنامهای محمدی و جواهری و باقی که دوستی دیرینه دارند برای عیادت از یکی از اقوام خانم محمدی مجبور می شوند بعد از سفر به شیراز حالا به شهر شاهرود سفر کنند. آنها به عیادت مریض میروند در حالیکه تولد خانم جواهری نیز در 30 اسفند ماه است. به این ترتیب با بهبودی مریض و جمع اقوام خانم محمدی در شهر شاهرود جشن تولدی مفصل و شلوغ و شاد برای خانم جواهری برگزار میکند.

نوار زرد 1396

این سریال داستان یک سرگرد آگاهی به نام کاوه کیهان را روایت می‌کند که گره پرونده‌های جنایی را باز می‌کند و در این میان به پرونده ای برمی‌خورد که کشف واقعیت پای زندگی شخصی اش را به میان می‌کشد این واقعیت بر می‌گردد به سال‌ها پیش زمانی که در بم خدمت می‌کرد و زلزله بم…

کله پوک 1396

داستان فیلم کله پوک درباره انتخابات شوراها در یک روستاست که همین اتفاقات باعث رخ دادن حوادث فیلم می‌ شود.

سن پترزبورگ 1388

دو خلافکار خرده‌پا از وجود گنجی با کلید عقاب دو سر که میراث تزار روسیه است، با خبر می‌شوند. هر دو در تلاش برای به دست آوردن گنج با اتفاقاتی روبه رو می‌شوند.

روی خط صفر 1386

چندين سال پس از پايان تهاجم رژيم بعثي عراق به ايران اسلامي، روي خط صفر مرزي، پيكر جسدي توسط زني كرد از زير خاك پيدا شده و به ستاد تفحص شهدا در تهران ارسال مي شود. پس از بررسي، رئيس ستاد با نشانه هاي شگفت انگيزي مواجه مي شود. در لباس به جا مانده از جسد مكشوفه، دو پلاك شناسايي ايراني و عراقي وجود دارد. پس از فراخواندن صاحبان احتمالي جسد، بين يك خانم دكتر ايراني و يك زن عراقي با دخترش درگيري هاي مختلفي براي تحويل گرفتن جسد رخ مي دهد. عاقبت پس از كش و قوس هاي نمايشي، در حاليكه رابطه حسنه اي بين دو خانواده شكل مي گيرد، مشخص مي شود كه جسد مربوط به يك عراقي است. سرانجام در حالي كه خانم دكتر و پسرش كمال مهمان نوازي را در حق زن عراقي و دخترش به جا مي آورند، خانواده عراقي با تحويل گرفتن جسد ايران را به مقصد كشورشان ترك مي كنند.